هرچند بند امیر به نسبت زیبایی های طبیعی و ویژه گی های منحصراش، در جوزای 1388 مطابق جون 2009 به عنوان اولین پارک ملی شناخته شد؛ اما با آن هم تا کنون توجهی لازمی به آن صورت نگرفته است.
این بند که در 75 کیلومتری شمال غرب شهر بامیان و 215 کیلومتری کابل، میان سلسله کوه های بابا و هندوکش واقع شده است، ازمجموعه ی بند های نسبتاً کوچک به نام های پنیر، پودینه، بربر، ذوالفقار، غلامان و هیبت شکل گرفته است.
برای دیدن بندامیر، باید حداقل سه ساعت با موتر تیز رفتار فاصله ی 100 کیلو متری بین مرکز بامیان و ولسوالی یکاولنگ را، با گذر از جاده ی در حال ساخت آن، طی نمود.
جاده ی مرکز بامیان- یکاولنگ، با هزینه ی 63 میلیون دالر بانک انکشاف آسیایی و کشور جاپان تمویل و از جانب شرکت کوریایی «سم ون» در حال ساخت است که هم اکنون حدود 80% کار زیربنایی آن به پایه ی اکمال رسیده است.
صبح وقت این جا در بند امیر، هوا نسبت به سایر مناطق کشور سرد و درجه دما حدود 15+ درجه است، درحالی که هوای جلال آباد درشرق کابل، 35 + درجه است.
جمع زیادی از گردشگران، شامل مردان، زنان و کودکان با خانواده هایشان ازنقاط مختلف بامیان و مناطق دیگر به تماشای آب نیلگون بند امیر آمده اند. در میان شهروندان افغانستانی، شماری محدودی از گردشگران خارجی نیز دیده می شوند.
همچنان درمیان گردشگران بند امیر، اشخاصی با باورهای مختلف نسبت به وجود این بند، دیده می شوند.
جمیله خانم 28 ساله و باشنده ی تایمنی شهرکابل که با 15 تن از بستگانش به بند امیر آمده است، می گوید به هدف زیارت به بند امیرآمده است.
بند امیر زیارت یا ساحه طبیعی ودیدنی؟
در میان بامیانی ها روایت است که این بند را حضرت علی (ع) خلیفه چهارم مسلمانان بنا نهاده است. آنان مدعی اند که علی (ع) بعد از مسلمان کردن پادشاه بربر، کشتن اژدهای بامیان و بستن بند، این جا نماز شکرانه ی ادا نموده بود. جایی که امروز عده ی از مردم بومی آن را به عنوان قدمگاه حضرت علی (ع) می شناسند و به زیارت آن می آیند.
محمد اکبر پدر جمیله، مردیست کهن سال و حدود 73 سال عمر دارد. او می گوید که با سه دختر و هشت نواسه اش ساعت ها رنج سفر را تحمل نموده تا به بند امیر رسی
ده است.
او باورش در مورد ایجاد بند امیر را این گونه بیان می کند: "در زمان دودمان «بربرها» قبل از آمدن علی(ع)، پادشاه بربر، هزاران مرد کارگر را سال ها از صبح تا شام جبراً وادار به بستن این بند می کرده تا از خسارات جانی و مالی مردم، ناشی از آب این بند جلوگیری نماید؛ ولی موفق نمی شده چون شام همان روز، آب دوباره زحمات هزاران کارگر را، به هدرمی داده و بند را تخریب می نموده تا این که حضرت علی به این محل گذرمی کند و با شمشیرش «ذوالفقار» کوه را دونیم و پیش روی آب را بند می کند."
مگر آقای سجاد محسنی، ازعلمای دینی بامیان، می گوید که این باور اساس اسلامی ندارد.
وی درادامه می گوید: « باور ما بر این است که کل عالم و حرکات سیارات در اراده و اداره خداوند است. بند امیر یکی از معجزه های خلقت خداوند است.
در این حال اکثر آنانی که بند امیر را از نزدیک دیده اند، درحیرت اند که چگونه این بند طی هزاران سال در برابر آب مقاومت نموده است؟ در حالی که سطح آب آن نیز در لبه ی دیوار استنادی قمست فرانشیبی آن، قرار دارد.
علاوه از این، عده ی دیگری از مردم بومی بامیان به این باور اند که حتی آب بند امیر شفا بخش امراض است، آنها با این باور حتا با نادیده گرفتن سردی هوا، خود یا کودکان شان را با آب سرد آن شست و شو می دهند.
خانمی که باشوهرش برای تماشای بند امیر آمده است، مدعی شد که عروس کاکایش 9 سال تمام یک طفل داشته و طفل دومی در خانه ی وی پیدا نمی شد. او برای درمان به هر داکتر و دعا خوان که مراجعه نموده سودی نبخشید، تا این که سال پار به زیارت بند امیر آمده و خود را به آب آن شست و شو داد. پس از آن، حالا صاحب طفل دومی شده اند.
او می گوید که طفل دوساله ی خود وی نیز که علی احمد نام دارد معیوب به دنیا آمده، حالا به بند امیر آمده تا طفل بعدی اش سالم به دنیا بیاید.
اما محمد کاظم یزدانی، یک تن ازصاحب نظران مسایل تاریخی در بامیان می گوید: "بند امیر از هزاران سال به این طرف به طور طبیعی و تدریجی شکل گرفته چون در آن گچ، آهک و سایر مواد معدنی با آکسیجن یک جا می گردد، از این جهت ممکن آبش مفید باشد."
او در پاسخ به سوالی که چرا دیوار بند از قسمت پایانی و سر نشیبی آن با آن که آب آن لبریز است تخریب نمی گردد، می گوید که صخره سنگ های رسوبی از مقاومت بالای برخوردار بوده، مانع تخریب دیوار بند می گردد، درحالی که آب اضافه ازکاسه ی بند نیز لب ریز و از بند خارج می شود.

آن طرف دیگر درنقطه ی نسبتاً مرتفع از سطح زمین اتاق کوچکی به چشم می خورد که زنانی به داخل آن در رفت وآمد اند. این همان اتاقی است که به باورعده ای، قدم گاه علی (ع) است. در دروازه ورودی این یکه اتاق، مردی با محاسن سفید خود را سید محمد، سن خود را 63 سال وازباشندگان قریه جاروب کشان بند امیر معرفی نموده می گوید که او متولی این به اصطلاح قدمگاه است.
او می گوید که قریه ی آنان دارای 38 خانواده است و به نوبت ازهر خانه یک یک نفر در یک روز متولی این محل اند.
او نیز تایید می کند که زنان در وقت دیدن بند امیر، برای مراد شان به این اتاق می آیند دعا می خوانند و نیت می کنند تا به گفته او، مراد شان حاصل شود.
در پله های درب این اتاق 40 تا 50 عدد قفل آویخته شده نظر را به خود جلب می کند، سید محمد می گوید که این قفل ها را مردم به درب اتاق می آویزند تا حاجات شان بر آورده شود.
وی علاوه می دارد که شمار دیگری برای برآورده شدن خواست شان تلاش می کنند تا این قفل های بسته را باز نمایند. او می افزاید هر کس یکی یا چند تا از این قفل را باز کند، درآن صورت به مرادش نایل می آید.
سید مدعی شد: "امروز صبح یک جوان بامیانی سه عدد از این قفل ها را باز نمود و جوان دیگری یکی از این ها را باز کرده توانست."
در این حال پسرجوانی که نمی خواهد نامش گرفته شود، گفته های سید را دور از حقیقت خوانده می گوید که فنرهای این قفل ها، خراب بوده ورنه بدون کلید باز نمی شدند.
جدا از باور مردم از بند امیر و تاریخچه ی ایجاد آن، همه آنانی که به این بند آمده اند از کمبود تسهیلات گردشگری شکایت دارند.
به گفته ی خانم جمیله، برای خانواده های که به هدف دیدن این جا می آیند و گاهی روزها و حتی شب ها را در آن سپری می کنند، موجودیت یک کلینیک صحی، از نیازمندی های اساسی آنان به شمارمی آید.
میرزا شاه، 37 ساله که نیز شوق دیدن بند امیر بر سرش زده مدعی شد که از مدت شش سال به این طرف در سفارت عربستان سعودی در امارات متحده شغل رانندگی دارد، او علاوه می کند که در تمام کشورهای عربی این گونه بند و جای دیدنی را ندیده است.
به گفته او درآن کشورها اصلاً این گونه ساحات طبیعی وجود ندارد و اگر دارد، طبیعی نیست.
او می خواهد تا به اطراف بند امیر فروشگاه ها و هوتل ها ساخته شده، قایق های خورد و کلان با ایمنی مطمین آورده شود تا زمینه ی تفریح برای گردشگران داخلی و خارجی، به صورت بهتر فراهم گردد.
بر روی بند، شماری ازجوانان و نوجوانان به چشم می رسند که سه، سه نفر، چهار، چهارنفر در قایق های بدون موتور، نشسته و سرگرم گشت زنی اند.
شمار قایق های که بر روی بند امیر گشت می زنند به 6 می رسد و از نظر ایمینی، خیلی مطمین به نظر نمی رسند؛ اما یکی از حاضران می گوید، قایق های بدون موتور که مصرف تیل ندارند، هر چند خالی از خطر نخواهند بود؛ ولی آب را آلوده نمی سازند.
در این حال در مورد عمق آب بند امیر اندازه ی معینی وجود ندارد و هر کس هر چیزمی گوید، یکی از محاسن سفیدان که گفته می شود درگذشته ها شناور ماهری بوده است، می گوید: "سال ها پیش از این، شناوران ماهر خارجی با آکسیجن و وسایل مدرن شناوری را دیده است که تصمیم گرفته بودند تا عمق بند را، اندازه گیری نمایند؛ ولی او شاهد بوده که بعد از چهل دقیقه تلاش بی نتیجه ازآب برآمده اند و عمق بند را نتوانستند اندازه بگیرند.
آب بند امیر، رنگ نیلگون ویژه ای خودش را دارد که در گذر هزاران سال تغییری نکرده است. به باور کسانی که در آن جا زیست دارند، عدم اجازه شکار ماهی در بند امیر، ممانعت از ورود قایق های موتوری با مصرف تیل، عدم اجازه شناوری به نسبت عمق زیاد آب، باعث آن شده تا شفافیت آب این بند طی قرن ها از آلودگی محفوظ بماند.
سندیگالز که شهروند انگلیس است، به بند امیر آمده و دیدن این بند شگفت زده است؛ اما او از نبود تسهیلات برای گردشگران و نبود توجه لازم به صنعت جهانگردی در بامیان شکایت دارد.
دراین حال عبدالرحمن احمدی، سخنگوی والی بامیان، مدعی است که حفظ آبدات تاریخی و جلب توجه تمویل کنندگان به هدف فراهم آوری تسهیلات برای گردشگران، در صدر برنامه ی کاری والی بامیان قرار دارد.
سخن گوی والی بامیان، اضافه داشت که آنان هییتی را نیزبه کشورهای هند وتایلند، به هدف کسب تجارب درعرصه ی حفظ میراث های فرهنگی اعزام داشته اند تا بعداً ازتجارب واندوخته های آنان، در بهبود حفظ آبدات تاریخی بامیان و رشد تسهیلات گردشگری در این منطقه، استفاده صورت گیرد.
اوهمچنان می گوید که مبلغ دومیلیون دالر را درسال جاری ازجانب اداره ی کمک های انکشافی ایالات متحده امریکا یاUSAID جذب نموده اند تا در فراهم آوری تسهیلات گردشگری ازآن استفاده نمایند.
بامیان ازنقاط مرکزی کشور با جاذبه های توریستی فراوان به نسبت داشتن بند امیر، مجسمه های بودا (که درسال1377 توسط طالبان تخریب شدند) ، مخروبه های شهرهای غلغله وضحاک، ساحات باستانی، دره های سرسبز عاری ازآلودگی، می تواند یک بار دیگر صنعت جهانگردی افغانستان را، پر رونق نماید ولی این کارزمانی میسراست که دولت افغانستان وسازمان میراث های فرهنگی ملل متحد (یونسکو)اقدامات جدی را دراین راستا عملا، روی دست گیرند.


باید گفت که شکی نیست که بندامیر یک شهکارطبیعی است تا برمبنای باورهای مردم ،یک زیارتگاه یا زیارتجاه ،ولی درنوشته های ژورنالیستی خود بهتر می دانید که گزارشگر فقط حیثیت یک پل را میان جوانب دخیل درگزارش دارد.
به همه حال درباب نوشته ی حاضر جداازباورنویسنده هرچه را هرکس مدعی شده درنوشته باامانت داری آورده شده است باآن که دریک قسمت دیدگاه های اسلامی نیز این نکته را تایید نموده که بندامیر شهکاریست طبیعی .ممنون شما