فرهاد تا یک ماه پیش، می توانست روزها و شب ها را در کنار مادر، برادر و خواهرانش سپری کند، در کوچه های شهر هرات آزادانه قدم بزند و با پسرهایی که در محله شان زندگی می کنند بازی کند؛ اما امروز در گوشه ای از مرکز اصلاح و تربیت اطفال هرات به یاد آن روزها اشک می ریزد.
امروزه قاچاقبران مواد مخدر در هرات از ترفندهای تازه تری برای قاچاق مواد مخدر استفاده می کنند آنان کودکان را وارد این بازی خطر ناک ساختند که فرهاد یکی از این قربانیان است.
فرهاد نوجوانی پانزده ساله است. پدرش با زنی دیگر ازدواج کرده و آنها را تنها گذاشته است و وی امروز جزای قاچاقبران مواد مخدر را متحمل می شود او حدود دو ماه است که در مرکز اصلاح و تربیت اطفال شهر هرات به سر می برد.
او تنها نان آور خانواده ای هشت نفری است با پنج خواهر که در بیرون از خانه کار کرده نمی توانند و برادری کوچکش که توان کارکردن را، ندارد. مادرش نیز از ناحیه کیسه صفراء مریض است.
در گوشه ی اتاق نشستم و به درد دل های این نوجوان پانزده ساله گوش می دهم.
فرهاد می گوید:" فردی از اقوام که از مریضی مادرم با خبر بود؛ کیسه ای را که مقداری مواد مخدر در آن بود بدست من داد و من گفت که آنها را بفروشم تا پولی بدست بیاورم. من هم که هیچ آگاهی در این مورد نداشتم و از پیامدهای آن نیز باخبر نبودم؛ قبول کردم و پنهان از چشم مادرم این کار را آغاز کردم."
بيشتر مردم براين باور اند كه فقر و بيكاري، نداشتن نان آور در منزل و موجوديت مشكلات و ناهنجاري هاي فراوان در افغانستان، كودكان را مجبور مي سازد تا خواسته و يا ناخواسته دست به چنين كارهايي بزنند.
مردم شهر هرات از پيشرفت اين روند و عدم برخورد جدي مسئولان با اين گروه ها و افراد نگران هستند.
گل آقا یکی از باشنده های شهر هرات، در زمینه می گوید که قاچاقبران در برخی ولسوالی های هرات کودکان را وادار به خوردن مواد مخدر کرده و پس از عبور از مرز دوباره این مواد را بدست می آورند.
کودکانی که به گفته او هیچ شناختی از خود و زندگی ندارند در کشورهای بیگانه به اتهام قاچاق، بازداشت شده و پس از کامل کردن سن بلوغ خود، به دار آویخته می شوند.
فرهاد از دولت می خواهد کسانی را که او را به این روز رساندند و درد و رنج های امروز او، به خاطر آن هاست، بازداشت نموده و به سزای کارهاشان برساند.
او از نحوه ی بازداشت خود صحبت می کند و می گوید که پولیس در اولین روزها از این موضوع باخبر شد و در عصر یک روز، زمانی که مادرم در روی تخت بیمارستان عملیات می شد، مرا از خانه بازداشت کردند.
اکنون مادر فرهاد در حالی که مریضی او پس از عملیات هنوز خوب نشده؛ در خانه های مردم کار می کند تا بتواند با شش فرزند خود، ظهر رابا لقمه نانی خشک و شب را با پیاله ای چای سپری کنند.
به نظر عبدالقادر رحیمی رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر هرات، قاچاقبران فکر می کنند که مجازات کودکان در این راستا کمتر است، بنابراین از کودکان استفاده می کنند.
او می گوید که در بیشتر موارد، احتمال می رود قاچاق بران نخست کودک را با مواد مخدر آغشته می کنند، پس از آن از او در حمل و نقل این مواد استفاده می کنند که در حال حاضر هزاران کودک هراتی که با مواد مخدر سروکار داشتند، معتاد شدند.
احمد ضیا حافظی سرپرست اداره ی مبارزه با مواد مخدر ولایت هرات، نیز می گوید که در جریان یک ماه اخیر بیش از شش کودک و نوجوان را که بین 10 تا 17 سال سن دارند، به جرم قاچاق و اعتیاد موارد مخدر، بازداشت کرده اند.
او همچنان می افزاید:" کوتاه ترین راه جلو گیری از استفاده کودکان در قاچاق مواد، مبارزه با قاچاقبران است که ما بیشتر در این زمینه تلاش می کنیم."
به باور او کودکانی همچون فرهاد قربانی کارکردهای ناجایز قاچاقبران مواد مخدر هستند.
این نوجوان از کرده خود پشیمان است؛ اما پشیمانی هیچ سودی برایش ندارد. او بیش از دوماه است که در مرکز اصلاح و تربیت کودکان بسر می برد و باید چندین ماه را همینطور پشت سربگذارد و به امید روزی باشد که از این مرکز آزاد می شود.
مانند او بيش از يكصد و چهل كودك و نوجوان ديگر نيز در اين مركز بسر مي برند كه بيشتر آنها بخاطر قاچاق و استفاده از مواد مخدر، بازداشت شده اند.
كارشناسان مي گويند كه يكي از ساده ترين راه هايي كه قاچاقبران مواد مخدر به اهداف خود مي رسند، استفاده از كودكان است.
عبدالرحمن صلاحي كارشناس مسايل اجتماعي و سياسي، بر اين باور است كه فقر يك نقطه ضعف براي بيشتر خانواده ها شده و قاچاقبران نيز از اين نقطه استفاده كرده و كودكان و نوجوانان را وادار به اين كار مي سازند.
در همين حال او مي افزايد كه قانون براي افراد زير هجده سال مجازات كمتري در نظر گرفته و قاچاقبران از همين امتياز نيز سوء استفاده مي كنند و براي پنهان ماندن باندهاي مافيايي خود و همچنان پنهان ماندن هويت اصلي شان، از كودكان استفاده مي كنند.
به گفته آقاي صلاحي، بيش از چهل درصد جمعيت افغانستان را افراد زير هجده سال تشكيل مي دهند و هرگاه در راستاي برطرف ساختن مشكلات اين قشر بزرگ جامعه، اقدامي صورت نگيرد؛ این کشور آينده خوبي نخواهد داشت.
او مي گويد كه بايد مشكلات فقر، بيكاري و نا امني تا اندازه ی زيادي كاسته شود و همچنان براي كودكان و آينده سازان افغانستان، زمينه ی درس و تحصيل فراهم شود.
این کودکان که بیشتر بین 7 تا 15 سال سن دارند؛ گاهی در این راه جان های خود را از دست می دهند. برخی از آن ها، از اثر استفاده از مواد مخدر می میرند و برخی دیگر، در جریان قاچاق و یا هنگام حمل و نقل مواد در کشورهای همسایه بازداشت، سپس اعدام می شوند.
در حال حاضر صد ها کودک افغانستانی به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان های کشور های همسایه بخصوص ایران، بسر می برند و هر روز خود را به میله دار نزدیکتر حس مي كنند.
فرهاد با آن که سن كمي دارد؛ اما بخاطر این كه تنها نان آور خانه خود بوده، هميشه غم خانواده، مادر مريضش، جدايي پدر و همچنان آينده هفت خواهر و برادرش، او را سخت مي آزارد.
بغض گلوي او را گرفته، مي خواهد سخن بگويد:" من تنها نيستم، بالاخره نيمي از كودكان و نوجوانان بخاطر مشكلات زندگي خود مجبور به قاچاق و يا پخش مواد مي شوند. پس چرا دولت برای جلوگری این مشکل کاری نمی نماید؟"

