عده ی ازرسانه های کشور به نشر مسایل روزمره مصروف اند؛ مگر راهبرد مدون ملی و خط منافع عامه را، کمتر مورد توجه قرار می دهند.
کارشناسان امور رسانه ها، می گویند،هرچند تعدادی ازرسانه های تصویری، از وقایع ناامنی اطلاع رسانی می کنند؛ ولی سایر برنامه ها ی نشراتی آن ها کمترازکیفیت و اثربخشی لازم برخورداراست و نقش تربیتی و آموزشی خود را فراموش کرده اند.
به باور آن ها، وظایف شبکه های تلویزیونی تنها به نشر وقایع ناامنی، سریال ها وموسیقی خلاصه نمی شود.
از نظر آن ها، برنامه های اطلاع رسانی دربخش های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، نیزبرای آموزش وتربیت مخاطبان به هدف رشد سواد همگانی ودانش عمومی، کار مهمی است که باید انجام دهند. همچنان توجه به رشد فرهنگی جامعه ودرپهلوی آن ایجاد سرگرمی های سالم به بینندگان ازدیگر وظایف اساسی رسانه ها است، درحالی که به بعضی ازاین موارد، توجه کافی صورت نمی گیرد.
حسینی مدنی، رییس مرکزهمبستگی رسانه های افغانستان، می گوید: « ضرور است تا هرچه زودتررسانه ها به خصوص به خلای نقش تربیتی خود درعرصه های مرتبط با زندگی روزمره مردم، توجه جدی نمایند.»
او انگیزه های موجودیت این بی توجهی را، تجارتی بودن رسانه ها، وابستگی های سیاسی، تنظیمی، مذهبی و تعلقات دیگر ومهمترازهمه نداشتن هدف و راهبرد مشخص ملی آنان، عنوان می کند.
هرچند در بحث آزادی رسانه ها، او می پذیرد که عده ی می خواهند استقلال نشراتی یا عدم وابستگی خودرا حفظ نمایند؛ ولی به گفته ی او، این عده نیز نسبت چالش های متعدد فراراه شان وازجمله مشکلات مالی، کمبود کارمندان فنی - مسلکی ، معضلات تخنیکی وچالش های امنیتی، به مشکلات وموانع جدی مواجه اند.
وی درحالی که کارعده ی ازرسانه ها را در رساندن اطلاعات ازوقایع جاری، نسبتاً بهترمی خواند؛ اما خاطر نشان می سازد که در این عرصه هم کوتاهی های جدی دیده می شود که باید رفع شود.
اوبه عنوان مثال می گوید : « اکثراً رسانه ها حتی رویدادهای داخلی کشور را نیز،ازمنابع خارجی به مخاطبان شان منتقل می کنند.»
آقای مدنی، می گوید تجارتی بودن رسانه ها سبب شده تا برنامه های آنان بشکل سلیقه یی وبعضاً مبتذل تهیه ونشرگردد.
وی اضافه می کند که اثرات این گونه برنامه ها ی آنان، آن هم به صورت دوامدار و مکرر، نقش تربیتی و رهبری کننده ی رسانه هارا، کمرنگ می سازد.
مدنی، کار برای تقویت گونه های فرهنگی خودی وآموزنده برای مخاطبان را، از وظایف اساسی رسانه ها ی کشور عنوان می کند.
این درحالی است که تعدادی زیادی ازتلویزیون ها درچندسال اخیر ازجانب رهبران سیاسی به منظوراهداف مشخص ایجاد گردیده است .
چنانچه موسس ، تمویل کننده وصاحب امتیازتلویزیون « نور» آقای ربانی سابق رییس جمهور ورییس جمعیت اسلامی افغانستان ، « نگاه » آقای خلیلی معاون رییس جمهور،« تمدن » آقای محسنی و « آیینه » جنرال دوستم می باشند.
دراین حال عده ی دیگر ازآگاهان می گویند، اگر رسانه ها برنامه های سالم وآموزنده به مخاطبان خود نداشته باشند، حتی می توانند به عنوان منابع ابتذال گرایی، ترویج پرخاشگری، خلاف رفتاری، کج روی، بدآموزی و خشونت مورد استقاده قرارگیرند.
سرمحقق فضل احمد غروب، روان شناس وعضو علمی اکادمی علوم افغانستان می گوید: «وقتی بیننده، اولین خبر جنگ ودرگیری توأم با کشت وخون یاانتحار وانفجار را در سرخط اخبار رسانه های دیداری –شنیداری، مشاهده نمود و این کار هر روز تکرار شد، مسلماً برروان خانواده ها و کودکان و نوجوانان، اثرمنفی خواهد گذاشت.»
به عقیده ی او جزعده ی کمی سایرشبکه های تلویزیونی، پی هم مصروف پخش سریال ها ی هندی یا ایرانی بوده و بیننده ها دراین گونه سریال ها مشاهده می کنند که شخصی سلاح برداشته چطور بر دیگری فیر می کند و او را ازپا درمی آورد یا به شخصی زهرخورانده می شود، یا مشاهده می کنند که چگونه به شخصی توهین می شود، یا به شیوه های دیگرخشونت را به نمایش می گذارند. ازاین سبب این گونه نشرات مطمیناً ً نتایج منفی خودرا برمخاطب یا بیننده، به جا می گذارد.
اودرحالی که اثرگذاری مثبت کاررسانه یی را نیز نادیده نمی گذارد، می گوید: «درصورتی که رسانه های تصویری برنامه های آموزنده تهیه نمایند، می توانند برای تربیت سالم افراد جامعه به ویژه اطفال وجوانان درخشونت زدایی، اصلاح تربیت وقبول ارزش های اجتماعی واخلاقی موثرواقع شوند، چیزی که ازوظایف اساسی رسانه ها، به شمار می رود.»
او به عنوان نمونه ازبرنامه های آموزنده که می تواند اثرات مثبتی را برروان بیننده ها به جا بگذارد یاد کرده می گوید :« دنیای اسرار» و« بعد پنجم » که دریکی دو شبکه تلویزیونی نشرمی گردد، نتایج آن بدون شک برزندگی وباور مردم بخصوص نسل جوان وفرهنگ جامعه، اثر مثبت بجا می گذارد.
والا چون اطفال ونوجوانان بگفته وی ازبرنامه ها تقلید وپیروی می کنند، لذا به بدآموزی ورفتارنادرست مبادرت خواهند ورزید.
در کنار دیدگاه کارشناسان امور رسانه ها، مردم عادی که بیننده ی برنامه های تلویزیون ها هستند، درمورد برنامه های شبکه های تصویری چه نظردارند؟
عده زیادی ازشهروندان کابل درمورد برنامه های تلویزیونی، می گویند که پخش متداوم اخبارجنگی، نمایش صحنه های حملات انتحاری وانفجاری توأم با تلفات انسانی، پخش انواع واقسام سریال های هندی وایرانی از اکثر شبکه ها، ازجمله ضعف های جدی شبکه های تلویزیونی به شمارمی آیند که مخاطبان ازنشر و پخش آن رضایت ندارند.
محمد رضا فایزبا پسر 12-13 ساله ی خود درشهرنو کابل مصروف مرتب کردن دکان سیمساری اش می باشد، اوکه موی سفید سروصورتش نشانگر کم ازکم 60 سال عمرش می باشد، می گوید که نشروپخش مکرر اخبارکشتن وبستن بر روحیه او واطفالش تاثیر بد بجامانده است.
اواضافه نمود: « تلویزیون ها باید ازکار سازندگی دربخش های مختلف نیز خبرپخش کنند تامردم ما به زندگی وآینده ء شان امید وارشوند.»
کبیر 27 ساله باشنده ی دیگر کابل، می گوید: « وقتی خبرساختن مکتبی را ازتلویزیون، مشاهده می کنم خوش می شوم برعکس مشاهده صحنه های انفجار و انتحار بر اعصاب من تاثیربد می کند، حتی نان دلم نمی شود.»
اما جمشید ، 28 ساله باشنده چنداول شهرکابل اززاویه دیگری به نشرات تلویزیون ها نگاه کرده، می گوید که ازموسیقی بسیار تلویزیون ها، گوش های مردم پرشده، تمام روز ساز است وسرود است ورقص است وآواز، به ادعای او، این به حال مردم فقیر کشور فایده ی ندارد.
این درحالی است که عده ی دیگری ازشهروندان کابل بدون ذکرنام ازبرنامه های چون « صحت برای همه » ،ازتلویزیون ملی «فرهنگ وتمدن اسلام » ؛ « کاخ بلند»،« گفتمان » ،« بانو» و « امروزوامشب» ازتلویزیون طلوع همچنان عده ی ازبرنامه های تلویزیون تعلیمی وزارت معارف ،« حقیقت » ، «هزارخوشه عقیق » و« قاصدک» ازشبکه آریانا ، « بامردم» از تلویزیون نور، « انوارهدایت » ازتلویزیون تمدن، « تلک » ازنورین و« وادی گرگ ها » ازآیینه ویک تعداد دیگری ازبرنامه های شبکه های مختلف اظهاررضایت می نمایند.
باالعکس آنان ازبرنامه های چون « افغان مدل » ، « موج ها » ، «عروس خردسال» ، « سپیده ها » ، «هیچ لند » ، «رزم وبزم » ،« گشتی کج » ، وسریال های متخلف وموسیقی به گفته خودشان مبتذل نام گرفته ، اظهارنا ضایی می کنند.
امین الله 18 ساله ، متعلم صنف دهم لیسه میرزا شهید قریه عبدالله خیل پنجشیر ،می گوید جزسریال های « بعدپنجم ، دنیای اسرار، وهوای تازه » ازسایرسریال های تلویزیون طلوع خوشم نمی آِید.
انجنیرنقیب الله 28 ساله ، باشنده ی ناحیه پنجم شهرکابل وکارمند موسسه تطبیق کمک های جهانی نیزمدعی است که ازنظراو پخش ونشرسریال های هندی مانند تولسی وپرینا ویک تعداد دیگر،جزگرفتن وقت درس بخصوص شاگردان مکتب چیزدیگری دربرندارد ازاین سبب مورد تایید اونیست
اما عده ی دیگری مدعی اند که نشرسریال های هندی مانند تولسی وپرینا ،جوانب مثبت دارد وآنان باتماشای آن ها ، ازجنبه های تربیتی آن ها استفاده می نمایند.
سمیع الله 15 ساله ، باشنده ی بی بی مهروی کابل درحالی که برباسکیل پیمان آیسکریم ، مصروف فروش شیریخ است، می گوید : « سریال های هندی ازجمله تولسی وپریناخوشم می آید من آنهارا می بینم.»
به عقیده او هرسریال خوب وبدش را داشته ، این به بیننده ارتباط دارد تا ازجنبه های بداجتناب وخوب آن بیاموزد.
او اضافه می کند ، ازاین که سریال های تولسی وپرینا ازمسایل وروابط مهم خانواده گی آگاهی می دهد. ازاین سبب تماشای آن ها خوب است .
عبدالقادر23 ساله ، باشنده ی اصلی شهرپلخمری وکارمند کابل بانک نیزمی گوید : « دیدن سریال بهترازغیبت کردن مردم است .»
اما ایمل 21 ساله ، باشنده ی خیرخانه کابل وکارمند همین بانک باارایه نظرمتفاوت می گوید، چون سریال هابه شکل دنباله دارنشرمی شود ازاین سبب توجه بیننده را جلب می کند وهرکس کوشش دارد تاقسمت بعدی آن ها را ببیند.
درعین حال او اضافه می کند: « اگر بینندگان این سریال ها را نه بینند ،چه را بینند ؟
چون به گفته او چیزجالب تری ازآن ها برای دیدن نیست .
عده دیگری ازشهروندان کابل مدعی اند که نسبت گرفتاری کارروزانه نمی توانند برنامه های تلویزیونی را تماشانمایند.
ذبیح الله 32 ساله ، باشنده شاه شهید وکارمند موسسه ی LBG که به گفته خودش درکارسازی سرک سازی مصروف است ، می گوید :« صبح وقت به وظیفه می آیم وشب ناوقت به خانه برمی گردم ،وقت تماشای تلویزیون به من نمی ماند.»
واما چرا به ادعای عده ی ازمخاطبان، شبکه های تلویزیونی، اخبارمنفی یا صرفاً ناامنی را انعکاس داده، یا چرا تعداد برنامه های آموزنده شبکه های تلویزیونی درحدلازم نیست، مجاهد کاکرمسوول بخش خبرتلویزیون طلوع درتماسی گفت: « ما دربولتن خبری ( خبرنامه ) خود اخبارداخلی، خارجی، اقتصادی وورزشی داشته و دربخش اخبارداخلی، تمام رویدادهای با ارزش خبری را نشرمی کنیم.»
آقای کاکر مدعی شد که هرگاه مکتبی، شفاخانه ی یا هم ورزشگاهی تازه اعمارمی گردد آنرابه اطلاع مردم می رسا نند.
مگر وی پاسخ به سوالی درمورد سایربرنامه های تلویزیون طلوع را ازصلاحیت های کاری خود ندانسته شخص دیگری را بعنوان مسوول پاسخ دهی معرفی نمود؛ ولی سرانجام هیچ کسی ازاین شبکه حاضرنگردید به ادعا های مبنی برنشروپخش سریال ها ی بگفته مردم مبتذل وبرنامه ها ی طلوع، پاسخ گویی کند.
دراین حال صدیق الله توحیدی مسوول دیدبان رسانه ها، می گوید: « به دو دلیل رسانه های تصویری ناگزیراند موسقی ویا سریال نشرکنند، نخست این که تاکنون پرودکشن ها یا موسسات تهیه وتولید کارا وجودندارد، دوم این که رسانه به لحاظ مالی بامشکلاتی مواجه اند که ازطریق نشراعلانات تجارتی ومیان برنامه ها هنگام نشروپخش برنامه های تفریحی وذوقی ( موسیقی وسریال ) می توانند آن را حل نمایند.»
اودرعین حال می گوید که برخی رسانه ها خط حامی منافع ملی یا استراتیژی مدون ندارند؛ بلکه کارشان روزمره گی است.
آقای توحیدی اضافه می کند چون رسانه ها به مردم نشرات می کنند نباید منافع مردم وکشوررا فراموش کنند والا مخاطبین خودرا ازدست خواهند داد.
آقای توحیدی به نکته ی دیگری اشاره داشته افزود: « اگرموسسات تولید فلم وکالای رسانه یی ازجانب دولت وجامعه جهانی حمایت شوند، تا تولیدات داخلی داشته باشیم، رسانه ها ازکالاهای رسانه یی خارجی بی نیازخواهند شد.»
مگر او با رد این نکته که عده ی ازبرنامه های رسا نه های تصویری کلاً مضر است می افزاید اگررسانه ها اخبارجنگی پخش می کنند درعین حال لازم است که ازبازسازی عرصه ها، آموزش وپرورش نیز اطلاعاتی را به مخاطبان منتقل کنند.
ولی به ادعای او اخباربازسازی بعضاً درحدی نیست که اهمیت پوشش وسیع خبری داشته باشد درحالی که اطلاعات و اخبار جنگی بیشتر از آن است .
واما خانواده ها بعنوان بازدارنده ی اطفال ونوجوانان شان ازتماشای برنامه های بی کیفیت شبکه های تلویزیونی چه مسوولیت دارند؟
فضل احمد غروب، می گوید که علمای تعلیم وتربیت، خانواده را گهواره تربیت وسازمانده شخصیت اطفال دانسته، دانستن چگونگی تربیت اطفال را درتحریک علایق، امیال وآرزوها، ارزنده می خوانند.
سوال دیگر اینکه آیا نظام تعلیمی کشور نقشی در جلوگیری ازبدآموزی ها ازطرق کاررسانه یی دارد؟
این که تعلیم وتربیت می تواند دربهبود وضع جامعه وجلوگیری ازبد آموزی وخشونت موثرواقع شود، به بگفته آقای غروب، ارتباط می گیرد با چگونگی تاثیرپذیری وتاثیرگذاری آن ازجامعه برجامعه .
درپاسخ به این سوال که هرگاه تعدادی ازبرنامه های شبکه های تلویزیونی مفید نباشند، دراین صورت به جای آن ها کدام برنامه ها ی مفید می تواند پخش ونشرشود، وی علاوه داشت که مسایلی چون آگهی ازقوانین ترافیکی، سهم گری اخلاقی مردم هنگام وقوع حوادث غیرمترقبه، معاونت ودستگیری از معلولین ومعیوبین، حفاظت ازمحیط زیست، توجه به حفظ الحصه فردی واجتماعی وده ها مورد دیگر می تواند ازنشرات موثروآموزنده ی رسانه ها باشد.
باید گفت، رشد کمی رسانه ها درهشت سال اخیر یکی ازدست آوردهای حکومت بعدازطالبان به شمار می رود، هرچند این رسانه ها، به لحاظ نداشتن تولید مواد نشراتی با کیفیت مورد انتقاد قراردارند؛ اما در کل رشد کمی رسانه ها (در هر نوع آن) و اطلاع رسانی به مردم، از دور نمای آگاهی بخش خبر می دهد.
واین وضعیت کاررسانه یی درحالی است که آن ها در هشت سال گذشته با نشر برنامه های انتقادی از دولت و گسترش آزادی بیان با همه چالش های فرا راه شان ، قسمتی از یخ های اجتماعی وسیاسی را، آب نموده و اگر اصحاب رسانه ها با رسالت مندی در راستای آگاهی بخشی جامعه به صورت بی طرفانه و منصفانه کار نمایند، می توان به آینده ی افغانستان از منظر آگاهی و بیداری مردم، خوش بین بود.

