مبارازات آزادی خواهانه و فعالیت های مترقی به منظور ایجاد جامعه ای مبتنی بر قانون در افغانستان، در نخستین سالهای  قرن 20 و دوران سلطنت امیر حبیب الله، آغاز شد. در سال 1905 میلادی برابر به 1223 هجری قمری، گروهی  از روشنفکران و دانشمندان مربوط به مدرسه ی شاهی و دارالعلوم حبیبیه (فعلا لیسه ی حبیبیه) طی یک پیشنهاد از امیر خواستند تا اقدام به تاسیس انجمنی نماید که این انجمن جریده ای پانزده روزه تحت عنوان «سراج الاخبار افغانستان» به نشر رساند.

 

امیر پیشنهاد آن هارا پذیرفت و انجمن مذکور به اساس فرمان شاهی، ایجاد شد.
مولوی عبدالرووف خاکی  به عنوان رییس انجمن و  مدیر مسوول جریده ی سراج الاخبار افغانستان، مولوی محمد سرور واصف به سمت منشی انجمن که پسان ها سمت رهبری مشروطه خواهان را گرفت، بودند.
انجمن موفق شد که در 11 جنوری 1906 میلادی برابر به 1323 هجری قمری، نخستین شماره ی سراج الاخبار را، به نشر برساند. نویسندگان و دست اندرکاران این نشریه می کوشیدند تا در لابلای مقالات و مطالب سراج الاخبار، توجه امیر را به پیشرفت های کشور اروپایی و ترکیه معطوف داشته و افکار مترقی را به مردم برسانند.
افکار و اندیشه های آزادی خواهانه ی دست اندرکاران سراج الاخبار، نه  تنها در افغانستان؛ بلکه در هند بریتانوی، آسیای میانه و ایران نیز، تاثیر گذار بود.
گفته می شود که نسخه های متعدد از اولین شماره ی این نشریه، در ماواری سرحدات افغانستان دست به دست اهل قلم و روشنفکران می گشت و آن ها از موجودیت چنین کانونی که مرکز فعالیت های مترقی بود، خوشنود بودند.
دولت هند بریتانوی که ادامه ی نشر سراج الاخبار افغانستان را به ضررخود هم در افغانستان و هم در شبه قاره ی هند می دید، با وارد کردن فشار بالای امیر حبب الله، مانع چاپ شماره های بعدی این نشریه شد و بدین گونه جریده ی سراج الاخبار، در دور اول نشراتی خویش، فقط یک شماره چاپ شد.
با آن که امیر مانع چاپ شماره های بعدی شد؛ اما اعضای انجمن فعالیت های خویش را ادامه دادند و همین ها بودند که که در تاریخ کشور، به مشروطه خواهان اول مشهور شدند.
در تاریخ سیاسی افغانستان جنبش مشروطیت را طی دو مرحله مطالعه می نمایند که به نام مشورطه خواهان اول و دوم، مسما اند.
مشروطه خواهان اول، گروهی سیاسی بودند که نهضتی را با مرام و اهداف مترقی، آزادی خواهانه و استقلال طلبانه در افغانستان تأسیس نمودند. شمار مجموعی این گروه که متشکل از روشنفکران و اعضای ترقی خواه دربار امیر حبیب الله بودند به 300 تن می رسید که در حلقات و هسته های جدا از هم ، فعالیت داشتند.
در راس همه ای این حلقات مولوی محمد سرور واصف قرار داشت که به جرم مشروطه خواهی از جانب امیرحبیب الله در سال ۱۹۰۹، اعدام شد. می گویند: زمانی که اورا به دهن میله ی توپ بستند، این شعر را منحیث توصیه به پیروان خود خواند:
ترک مال وترک جان وترک سر                        در ره مشروطه اول منزل است

با آن که این نهضت به زودی سرکوب شد؛ اما اندیشه ها و افکار اساسگذاران آن، مشعل راه آنانی قرار گرفت که در راه تامین عدالت اجتماعی وحاکمیت قانون مبارزه کرده اند.

اصول فکری مشروطه خواهان اول عبارت بود از: اعتقاد راسخ به دین مبین اسلام، وحدت ملی، تعمیم معارف و تأسیس مطبوعات، ایجاد شورای ملی (پارلمان) از راه انتخابات آزاد و همگانی وتآمین عدالت اجتماعی.

آن ها به پیشرفت اقتصادی کشور نیز توجه داشتند و در طرح های خود، اعمار بند های برق و ساختن راه های مواصلاتی را در نظر می گرفتند.
نشر سراج الاخبار پس از یک وقفه ی شش ساله به اثر کوشش های محمود طرزی به سال 1911 میلادی برابر به 1329 هجری قمری، دوباره آغاز شد. در دور دوم نشرات، این نشریه به نام  "نام سراج الاخبار افغانیه" منتشر شد. این بار نشریه برای چند سال توانست به نشرات خود ادامه دهد، نویسندگان و همکاران این نشریه نیز داعیه ی مشروطه خواهی را به صورت غیر علنی و در محافل شخصی و خصوصی، بیان می کردند. در این دوره مشروطه خواهان با آن که دارای تشکل حزبی نبودند؛ اما نسبت به دوره ی پیش از قدرت و امکانات بیشتری برخوردار بودند و عمده ترین دلیل آن عضویت عده ای از رجال دربار و اعضای خاندان سلطنتی به این نهضت بود که از جمله می توان از شهزاده امان الله یاد کرد.
اهداف مشروطه خواهان دوم با مشروطه خواهان اول تفاوت چندانی نداشت، این ها نیز در پی ایجاد حاکمیت قانون و تأسیس نظام شاهی مشروطه بودند.
پس از قتل امیر حبیب الله، فرزندش شهزاده امان الله به سلطنت رسید. در این وقت امیدی در میان حلقات روشنفکری و مترقی جامعه ی افغانستان به وجود آمد؛ زیرا شاه امان الله نه تنها شخص ترقیخواه بود بلکه ارتباط هایی هم با مشروطه خواهان داشت و در پی ایجاد تحول در جامعه ی عقب مانده ی افغانستان بود.
نخستین اقدام مهم و با اهمیت شاه امان الله در عرصه ی اصلاحات سیاسی و اجتماعی، اعلان استقلال کشوربود. پس از آن که انگلستان و یک عده کشور های دیگر استقلال افغانستان را به رسمیت شناختند، شاه اقدام به تطبیق برنامه های اصلاحی خویش نمود. از جمله اصلاحاتی که امان الله خان زیر تاثیر افکار مشروطه خواهان انجام داد، می توان از گسترش روابط سیاسی کشور با دولت های خارجی، الغای برده گی، گشایش مکاتب پسرانه و دخترانه در سراسر کشور، تشکیل کابینه ی مسوول، اعزام محصلین و دانش آموزان به کشور های خارجی غرض تحصیل، تدوین و انفاذ قانون اساسی که به نام (نظامنامه ی اساسی دولت عالیه ی افغانستان) مسما شده بود و انفاذ و نشر سایر قوانین(نظام نامه ها) و سایر اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نام برد.
 بعد از آن که شاه امان الله در اثر توطیه های خارجی و اغتشاش داخلی، مجبور به ترک کشور شد، فضای نامطلوب سیاسی و اجتماعی که در کشور مسلط گردید. این دوره که تا سال 1343 هجری شمسی دوام داشت، تمام پیشرفت های سیاسی اجتماعی که  افغانستان طی دوره امانی به آن نایل آمده بود از دست رفت، صد ها روشنفکر و فعال سیاسی زندانی، اعدام و یا به خارج از کشور تبعید شدند.
این دوره که بیش از 30 سال دوام کرد، در حقیقت مانعی در برابر حرکت طبیعی افغانستان به سوی دموکراسی و پیشرفت اجتماعی بود و سبب شد تا افغانستان برای چندین سال از کاروان تمدن بشری، عقب بماند.