altدرحالی که صادرات قره قل یکی از اقلام مهم تجارتی افغانستان به شمارمی آید، عده ای آن را سود جویی نا مشروع می خوانند.

بره ی نوزاد تا می خواست بر پاهای لرزانش بیاستد و راه رفتن را تجربه نماید، موازنه ی خود را اردست داده و نقش زمین شد.




ناگهان گل های میده، میده، پیج درپیج وبازنشده ی پوست کبود رنگش، نظر"رحمت بای "را به خودجلب نمود و دستورداد، سرکوچکش  را از تن جداکنند. 

بره ی کوچک وقتی دید زیر کاردش قرار داده اند، ناچار صدای ضعیفی  بع،  بع ، بع ، سرداد و اما مادر نوزاد که هنوز درد زایمان را فراموش نکرده بود، وقتی متوجه شد کار از کارمی گذرد، او نیز سوگ مندانه صدای اعتراض  خودرا بلند کرد: « بع، بع، بع » صدای مادر بلند وبلند تر می شد، گویی می خواهد درد خود را به گوش همنوعان خود رسانیده و از آن ها بخواهد تا با او همصدا شوند، لحظه ی نگذشته بود که همه یکجا شروع نمودند: « بع، بع، بع، بع، بع، بع، بع، بع » 

قره قلی ها بعد ازراه انداختن صدا ها شان، کله به کله  وگوش به گوش شده بودند، فکرمی کردی می خواهند  ازخطری  که متوجه آنان است، همدیگر را آگاه نمایند.

یا شاید فکرمی کردند با این کارشان مانع کشتن چوچه قره قلی تازه وارد شوند، می پنداشتند خواهند توانست قصاب  رامانع شوند تااگر ازکشتن بره گک، دست  بردارد، چیزی که هرگز ممکن نبود، چه منفعت" رحمت بای "، صاحب  شان، اجازه نمی داد  نوزاد را زنده به گذارند.


رحمت بای، باشنده ی قریه ی پوگانی خدر ولسوالی پشتون کوت فاریاب، صاحب این بره  ی نوزاد می گفت : « خوبک اش است به  قیمت خوب به فروش می رسد.»

او مدعی بود  با کشتن بره، مادر او از جنجال چوچه داری خلاص شده، برای سال آینده آماده چوچه دادن مجدد می شود.


"بای" درحالی که گوشه ی چکمن ( نوع چپن گرمی است که به لحاظ قیمت بالا یش، افراد پول دار، ومتنفذ، می توانند بپوشند.) خود را روی شانه های عریض خود، جابه جا می نمود، استدلال داشت، اگر بره نوزاد را نکشند، باگذشت چند روز باز خود به خود می میرد. وی لاغر بودن مادر بره که گویا نمی تواند چوچه  بزرگ کند، را دلیل مردن بره  می دانست.

واما این که چرا بره های قره قلی را ازشکم مادرکشیده یا بعدازتولد، می کشند؟

گفته می شود چون چند روز از تولد بره  بگذرد، گل های پوستش آهسته، آهسته بازشده وارزش خودرا کاهش می دهد.

رحمت الله بای  که درمیان مردم دور و پیشش به  « مینگ قولی بای » یا مالک هزار گوسفند، مشهوراست، افتخار دارد که در تولید پوست قره قل، شهرتش فراگیرشده  است.


تجارت پوست قره قل، یکی ازاقلام مهم صادرات عنعنوی افغانستان ازگذشته های دور در این کشوررایج است. هرچند این قلم صادراتی، بعضاً با اعتراض مبنی برنسل کشی  وانقراض نسل، به همراه می باشد .


 محمد عسکر سلطانی، باشنده شهرمزارشریف و یک تن از تاجران این نوع پوست می گوید که تجارت قره قل در شمال افغانستان به حرفه آنان تبدیل شده وآنان نسل به نسل درآن اشتغال داشته،  بنام  پوست جلابان مشهور اند.


درحالی که گفته می شود درولایات شمال افغانستان چون  بلخ،  قندوز، جوزجان، شبرغان و فاریاب  نه تنها بره های قره قلی را هنگام تولد بخاطرپوست آن ها،  سرمی برند بلکه گوسفندان حامله رانیز قبل ازتولد نوزاد می کشند. مگرسلطانی این گونه  تبلیغات را کار افراد مخالف رشد این تجارت می پندارد.


سلطانی در حالی که به پوست های  آویزان شده روی دیوار اتاقش اشاره  داشت،  تایید نمود که بره های نوزاد را باتوجه به قیمت پوست آن ها، می کشند.

او درعین حال سخنان " رحمت بای " را درمورد کشتن قره قلی های حامله ونوزاد بعدازتولد، تایید نمود مگرمدعی شد که عده ی با تبلیغ سوء نمی خواهند اقتصاد کشوررشد کرده، ازصادرکنندگان پوست قره قل باشد.

حالا سوال پیدا می شود:  بیشترین مصرف کننده گان پوست قره قل در بازار جهانی کدام کشورها اند؟

تاجران مدعی اند که  کشورهای  انگلستان، دنمارک و فنلند ازبزرگترین خریداران واستفاده کنندگان قره قل درجهان به حساب می آیند.


نقیب الله ارژنگ یکی دیگر از تا جران این نوع پوست درمزارشریف، درمورد شیوه ی دست یابی پوست قره قل می گوید،  پوست قره قل معمولاً به دو شیوه به بازار عرضه می گردد، یکی این که مالداران به طورانفرادی به بازار به فروش می رسانند، شیوه ی دیگر که قصابان به تعداد چندین راس گوسفند حامله را از بازار خریداری می کنند و بدون مهر تاییدی صحت عامه، در جا های که خود شان دارند می کشند و چوچه های شان را از شکم های مادران بیرون می آورند وپوست آن ها را به تاجران به فروش می رسانند.


واما این که چرا قصابان مهرتاییدی صحت عامه را نمی گیرند، او می گوید چون  صحت عامه اجازه نمی دهد که گوسفندان حامله را، ذبح نمایند برای این که  گوشت این گوسفندان ممکن صحی نبوده؛ باعث بروز امراض گردد.


آقای ارژنگ افزود بعضی از تاجران به قصابان، پول پیش پرداخت نبز می دهند تا "تقر" بدست آورند چون "تقر" یا پوست بره نوزاد، خریداران زیادتر داشته بیشتر به نفع آنان است.


 اما آیا استفاده از گوشت،  گوسفندان حامله که در هنگام بارداری، کشته می شوند، مشکل صحی برای انسان ها دارد؟

دکتور محمد هاشم آمر خدمات و ترنری  ولایت بلخ میگوید: حیواناتی که در حال حمل ذبح می شوند در کنار این که از نظر اسلام ممانعت دارد، گوشت آن ها نیز باعث اخلال جهاز هاضمه انسان می گردد.


او می افزاید، خصوصاً آنعده گوسفندان که چوچه سقط می کنند؛ ممکن است دارای امراضی باشند که به  سادگی به انسان ها انتقال یابد.

وی علاوه می دارد که تعداد این گونه امراض احتمالی  به بیش از 300 نوع می رسد و به نام «بوروسولوز» یاد می شود.


همچنان داکتر میرویس ربیع، رییس صحت عامه ی ولایت بلخ، مدعی است که  بیشترینه مردم که حفظ الصحه استفاده از محصولات حیوانی را، مراعات نمی کنند، به این مرض مبتلا می شوند.


آقای ربیع افزود، عده ی ازمریضان مصاب به امراض حیوانی به خاطر دیر تر مراجعه کردند، به شفاخانه بلاثر این مرض، وفات نموده اند که اسمای شان در کتاب راجستریشن شفاخانه درج است.


واما نگاه اسلامی به این نسل کشی گوسفند قره قل چگونه است؟

مولوی محمد قاسم خطیب روضه ی شریف ( مدفن حضرت علی خلیفه چهارم مسلمانان) گفت: « اگربره های نوزاد را سر ببریم، نه تنها به حق این حیوانات ظلم کرده ایم؛ بلکه  به تغذیه حلال  مسلمانان نیزتوجه نکرده ایم.»

او استدلال می کند که هیچ حدیث و آیتی نیزدردست نیست که به کشتن حیوانی در شکم مادرش، اجازه بدهد.


مولوی میرعبدالنافع رئیس اسبق ارشاد، حج و اوقاف ولایت بلخ نیزتایید می کند که کشتن گوسفند حامله وبره ی آن به خاطر پوست، کارنا مشروع به حساب می آید.


با این حال گفته می شود، با توجه به موانع شرعی، تجارت پوست قره قل که  در زمان حاکمیت طالبان به حد اقل اش رسیده بود، بعدازسقوط آنان دوباره مورد توجه تاجران قرارگرفته وادامه دارد.


درمورد این سوال که چرا درزمان طالبان تجارت این نوع پوست به رکود مواجه شده بود، او می گوید ازیک طرف صادرات به خارج کمترممکن بود؛ چون کشور در انزوای سیاسی قرارداشت، ازجانب دیگرطالبان مردم را، واداربه بستن لنگی می نمودند درحالی که مردم اجازه نداشتند کلاه قره قلی به پوشند.


اما منبع دیگری که نخواست نامش درگزارش ذکرشود، مدعی است که طالبان آگاهانه نمی خواستند اقتصاد مردم شمال و درکل افغانستان، رشد نماید  ورنه  می دانستند که قالین وقره قل، ازاقلام مهم تجارت این مردم به شمارمی آید.


اما حاجی سید محمد، یکی از تاجران پوست قره قل در بلخ می گوید:  « با آنکه در زمان طالبان تجارت قره قل به رکود مواجه شده بود مگرعده ی به صورت مخفی،  پوست قره قل را، ابتدا به پاکستان و ازآن جا به کشور های دیگر صادر می کردند.»


او گفت : « من در سال 2009،  به تعداد 210000، دانه پوست قره قل، به  خارج از کشور صادر کردم که اکثراً از نوع سیاه و کبود بود.»


باید گفت، رنگ  پوست قره قل انواع مختلف دارد که ازجمله سیاه وکبود آن نسبت به رنگهای دیگر اش، ازارزش بیشتربرخورداراست.


با آن که او رقم  پول فروش این تعداد پوست را حدود 5  میلیون دالر خواند، مگرمدعی شدکه این رقم نا چیز بوده و وی ازآن راضی نمی باشد.


 دراین حال سید طاهر روشن زاده، رییس اتاق های تجارت درولایت بلخ می گوید که سابقه ی تجارت پوست قره قل درافغانستان، به حدود 64 سال می رسد  وافزایش وکاهش  صادرات آن در هر زمان،  متفاوت بوده است.


 به گفته ی او صادرات پوست قره قل بعد از سال 2003 روز به روز افزایش یافته که بلند ترین رقم آن در سال 2006 بوده که 1000000پوست به خارج ازکشورصادر و از فروش آن حدود  50000000  دالرعاید گردیده است. 


مگربه ادعای او، صادرات قره قل در سال گذشته نسبت به سال 2006 ، کاهش فاحش  یافته که علت آن  را رکود اقتصاد جهانی تشکیل می دهد.


دراین حال میر زمان پوپل، مدیرعمومی صادرات ریاست عمومی اتاق های تجارت وصنایع واحد افغانستان می گوید که مجموع صادرات پوست قره درسال 1387 به 13870000 دالر امریکایی می رسد  که به کشورهای فنلند، دنمارک، انگلستان و چین صادرشده است. 


 واما مراحل تهیه پوست قره قل چگونه صورت می گیرد؟

محمد ایوب یکی  از کسبه کاران و آماده ساز، این پوست در شهرمزاراست .

او  در مورد مراحل تهیه پوست قره قل و آماده ساختن آن برای صادرات می گوید، بعد از کشتن چوچه ی گوسفند و پوست کردن آن، به تعداد 5- 25 آن سربه سرانداخته شده،  نمک زده می شود. بعداً برای یک روز در آفتاب انداخته  شده  تا خشک شود، در مرحله بعدی «آش گر» این پوست را پخته می کند .

به گفته وی آش گر به کسی می گویند که پوست را ازداخل پاک کاری ونمک زده تا نگندد و بعداً تراش وخشک می کند.

واما شیوه پختن پوست  قره قل چه گونه است؟

او می گوید، پوست قره قلی را درمیان  پوست  گاو با مخلوط آب، نمک و آرد جو برای مدت 18-20 روزنگه می دارند تا به اصطلاح آشگران، پخته شود، بعداً شسته و خشک می شود و در مرحله دیگر پاک کاری، خرخره و تک تک می شود.

او اضافه می کند که هدف ازخرخره همان تراش کاری وپاک کاری وتک تک به معنای تکانیدن پوست می باشد. 

این صنعتگر پوست، در ادامه می افزاید که  پس از آن،  پوست منظم قیجی می شود سپس به آماده ساز سپرده می شود که در این رشته تجربه ی لازم دارد .

اوعلاوه می کند که آماده ساز آن را  به دسته های مختلف تقسیم و بسته بندی  نموده  برای صادر کردن آماده می سازد.


به گفته ی وی، برای تشخیص و تفکیک انواع  قره قل به 10 تا 20 سال تجربه نیاز است تا بتوان انواع آن را، درست تشخیص و در جه بندی کرد.


او افزود که پوست قره قل افغانستان در بازار های  جهانی بعد از قالین این کشور، مشهورترین قلم تجاری به حساب می آید که در قدم اول به کشور های، دنمارک، فنلند وانگلستان صادر می شود  و کشور های دیگر از آن جا خریداری می کنند، تا از آن برای ساختن لباس های تزئینی، گرم و با کیفیت کارگیرند.

به گفته ی او از مصرف داخلی قره قل بیشتر کلاه  قره قلی ساخته می شود که استفاده کنندگان  آن  از جمله  متمولین، پولداران وکاکه ها،  پنداشته می شوند.  


ستار خان، باشنده شهر مزارشریف  درحالی که کلاه میده گل قره قلی به سرداشت  گفت:« از بیست و چند سال به این طرف از کلاه قره قلی استفاده می کنم. روزی که کلاه قره قلی به سرم نباشد احساس سردردی می کنم. شاید عادتم شده باشد.»

اومی افزاید   تا حال ده ها کلاه  پوست قره قل را کهنه کرده وآن را مایه ی فخر و کاکه گی میداند.


واما دوخت کولاه قره قلی چگونه است؟


عبدالله یکی از کلاه دوزان در شهر مزارشریف است که می گوید: « ساختن کلاه قره قلی ساده نیست، بعد از دوختن برای یک روز در قالب های مخصوص گذاشته شده ، انواع مختلف دارد و قیمت آن ها از 500 تا  5000 افغانی وبالاتر می باشد.»


بگفته ی او کلاه های کم گل، قیمت کمتر و پرگل به قیمت های بلند تر به فروش می رسد.