این گفته ی خانم ماریه ، مادر پنج طفل است که با شوهرمعتادش دریک اتاق کرایی در منطقه ی باغ بابر شهرکابل، زندگی می کند.ظهیرالدین محمد بابرینیان گذارامپراطوری مغلی هند که نسیت علاقه به آب وهوای کابل، می خواست بعد ازمرگش درکابل دفنش کنند، درسال 1530 میلادی چشم ازجهان فروبست ودرزمان سلطنت شاه جهان جسدش را به کابل منتقل ودرمحلی که اکنون به نام باغ بابرمعروف است ، به خاک سپردند.
این باغ که به نام اویادمی گردد بانظرداشت ارزش تاریخی فرهنگی ازآن زمان تاامروز یکی ازتفرجگاه های مشهور کابل به شمارمی آید .
وقتی با رهنمایی یکی از اقارب خانم ماریه برای یک گفت وشنود به خانه وی رسیدم ، زنی با لباس چرکین ودست وپنجه ترقیده با اطفال قدونیم قدش، مقابلم پیدا شد.
ماریه باآن که بگفته ی خودش 33 سال عمردارد مگر پیری زودرس درسیمایش چنان می نماید که زنی با دستکم 50 سال عمرباشد، رنگ ورخ زرد، چشمان مضطرب، لبان خشکیده وموها ی ژولیده ی او حکایت ازسختی روزگار دارد.
مادر، فرزندانش را صدا زد تاازصحن نا شسته و نا روفته ی حویلی، درون اتاقک نمناک، تنگ وتاریکی که حدوداً 6-8 متربیشتر مساحت ندارد جمع شوند وبی درنگ آماده شد به سوالاتم پاسخ بگوید.
البته هرازان زن فقیر و بی سرپرست همچون ماریه، دراین شهر زندگی دارند؛ اما کمتر کسانی ازآن ها حاضرمی شوند بامردان صحبت کنند چون عنعنات حاکم، اجازه آن را نمی دهد.
چهارطفل پسرکه بزرگترین شان راسهراب 13 ساله، متعلم صنف پنجم مکتب بی بی ایمنی ویک دختر به اسم نازنین متعلم صنف دوم مکتب، یک اتاقک کوچک کرایی باسقف سیاه ودود زده به علاوه چند تکه ازهررنگ وپیوند بنام فرش خانه، دو یاسه تخته کمپل کهنه یک تخته پرده ی روی دیواری به رنگ گلابی ، یک پایه تلویزیون مستعمل ، دوسه کاسه وکوزه وگیلاس و یک جلد قرآن کریم وچیزهای ازاین قبیل، هستی و دارایی جهان مادی، ماریه وخانواده ی او راتشکیل می دهد. وی ابتدا درمورد شوهرمعتاد ش می گوید که قبل ازسال 1384 هنگامی که برای 12 سال درایران مهاجربوده اند، معتادشده وحالا یکجا با معتادین دیگر درخانه علم وفرهنگ شوروی سابق، زندگی می کند.
باید گفت ، اتحاد شوروی وقت درسال های تجاوز به افغانستان بنای را بنام خانه علم وفرهنگ، درمنطقه ی دهمزنگ اعمارنمود که اکثراً محافل سیاسی، فرهنگی به علاوه آموزش لسان روسی ونمایش فلم درآن صورت می گرفت. هرچند جنگ های تنظیمی کابل این بنارا تخریب نمود واما تاهنوز به همان نامش یادگردیده وامروزده ها تن ازافراد معتاد درآن بودوباش دارند، چنانچه بعضاً عده ی ازآنان دراین مرکزازشدت امراض عفونی ویا سرما، جان می دهند.
خانم ماریه اضافه می کند که حالا شوهرش توان جسمی وفکری خودرا ازدست داده؛ گاهی هم که به خانه سری می زند با اطفالش گپ نزده، باهمه خشونت می کند .
درمورد اینکه شوهرش برای خرید مواد مخدرازکجا پول بدست می آورد ، چون زن وفرزندانش درتنگدستی زندگی می کنند اونیزنمی داند.
دراین حال به عقیده کارشناسان اموراجتماعی، وقتی معتادین به موادمخدر دسترسی پیدانکنند؛ مکمن است دست به دزدی وسایراعمال خلاف بزنند.
باید گفت، درحال حاضر مطابق احصاییه های تایید ناشده به تعداد اندکی کمترازیک میلیون معتاد درافغانستان وجود دارد .
خانم ماریه ازچه طریقی کودکانش را سیرمی کند ؟
می گوید که برای دو پسربزرگترش دو پایه ترازو رابه قرض خریده است وآنان روزانه 80 تا 100 افغانی کمایی خودرا به مادرتسلیم می کنند، تا صرف وخرچ خانواده شان کند.
این خانم می افزاید : « زمستان گذشته وقتی شب برای اطفالم شوله یا کچالو چوش میدادم، دیگ بخار را زیرکمپل آنان می گذاشتم تا خنکی نخورند .»
ماریه برای زمستان امسال چه آمادگی گرفته، می گوید هیچ چیزی کرده نمی تواند ازاین سبب نگران است .
آیا برای این خانم، کاری یافت می شود تا شکم فرزندانش گرسنه نماند؟
او خود می گوید که پسر 13 ساله اش سهراب به او گفته است که مادرجوانش بخانه کسی نرود تا مبادا مردم برایش طعنه دهند .
هرچند ماریه علاوه نمود که باصدقه وخیرانه مردم، شب وروزش را سپری می کند؛ اما نگران ازاین است که نتوانسته کرایه هشت ماهه خانه کرایی خودرا که هر ماه 1500 افغانی می شود، بپردازد .
او باوجود این که با فقردست وپنچه نرم می کند، می خواهد کودکانش مکتب بخوانند. او می گوید : « اجازه نمی دهم فرزندانم مکتب نخوانند.»
وی درادامه می گوید که اگربرای او اجازه می دادند تامکتب بخواند، شاید حالا بااین همه مشکل روبرونمی بود .
این خانم درمورد انتخابات وارزش آن آگهی دارد، مگرمی گوید : « کی به فکرشکم گرسنه ی کودکان من است که من برایش رای بدهم ؟»
حالا این سوال پیدا می شود که فقر چه رابطه ی می تواند با انتخابات داشته باشد ؟
عده ی ازجامعه شناسان مدعی اند که سیاست مداران ودولت مردان افغانستان، وقتی می خواهند ازطریق آرای مردم به قدرت برسند، چرا به جای صرف وخرچ پول های هنگفت تحت نام مبارزات انتخاباتی، طرح های مبارزه بافقر؛ بیکاری ومشکلات اقتصادی را روی دست نمی گیرند تاازراه های مشر وع ودموکراتیک، به قدرت برسند؟
ضیاء دانش کارشناس اموراجتماعی، مدعی است که دربحث انتخابات وفقردو مسله می تواند عمده باشد، یکی طرح های کوتاه مدت کاندیداها که درآن مردم وظیفه دارند تاراهکارهای موثر آنان را، درجهت فقرزدایی تشخیص داده، به این طرح ها رای بدهند تا ازشر فقر، بیکاری ومشکلات اقتصادی رهایی یایند.
ودوم برنامه های درازمدت است که کاندیداها می توانند درآن به عواید سرانه ی مردم توجه کرده، به رشد اقتصادی وپلان های درازمدت، رسیدگی نمایند.
آقای دانش افزود : « درافغانستان اکثراً کاندیداها، پول ها ی هنگفت را برای خرید آرای مردم به مصرف می رسانند که خود کارنا درست است .»
دراین حال ذالفقارامید مشاورستاد انتخاباتی حامد کرزی با قبول این نقیصه می پذیرد که باتوجه به این که انتخابات درافغانستان تجربه ی نواست، کاندیداها مبالغ هنگفتی را صرف وخرچ مبارزات انتخاباتی می کنند درحالی که می شود ازاین پول ها، درجهت رفع مشکلات افراد نیازمند وآسیب پذیر،استفاده صورت گیرد.
آقای امید علاوه می دارد درکشورفقیری مانند افغانستان،41 کاندبد برای پست ریاست جمهوری کاردرست نمی باشد ، به ویژه که ویرانی ، مشکلات اقتصادی واجتماعی کم نیست .
این درحالی است که نه تنها کاندیداها؛ بلکه حکومت افغانستان نیزدرهفت سال گذشته قادرنگشته تا طرح درستی برای مهارساختن فقروبیکاری مردمش ارایه نماید، ازاین جهت مورد انتقادمکرر امریکا وسایرکشورهای کمک کننده دربازسازی قرارگرفته است .
دراین حال براساس آخرین نظرسنجی که ازجانب بنیاد آسیایی یا Asia Foundation که درآن بیش از ٦ هزار زن و مرد بالاتر از ۱۸ سال در ۳۴ ولایت شرکت نموده اند، تاهنوز بیکاری درپهلوی سایرمشکلات از چالشهای عمده بر سر راه ثبات در افغانستان، قلمداد می گردد .

