دولت افغانستان در آخرین تلاش هایش برای تکمیل سریال گفت و گو با طالبان، شورای عالی صلح را ایجاد نمود. این شورا که دارای 68 عضو از جمله 8 زن می باشد، متشکل از رهبران جهادی، اعضای حزب اسلامی حکمتیار، مقامات حکومتی و شماری از اعضای گروه طالبان است.ایجاد شورای عالی صلح برای گفت و گو با طالبان، چهار ماه پیش در جرگه ی ملی مشورتی صلح به تصویب رسیده بود. این شورا، قرار است روند گفت و گو با طالبان را، سرعت بخشیده و طالبان را برای پیوستن به دولت تشویق نماید؛ اما پیش از آغاز کار این شورا، آگاهان پیش بینی می کنند که این تلاش دولت افغانستان هم مانند تلاش های 9 ساله اش در امر صلح با طالبان، موفق نخواهد شد.
از سوی دیگر طالبان به عنوان طرف جنگ که دولت افغانستان تلاش بی شایبه به خاطر راضی ساختن آن ها به گفت و گو دارد، همواره هر گونه گفت و گو با دولت افغانستان را رد نموده و دولت حامد کرزی را، یک دولت دست نشانده و بی اختیار در امور کشور دانسته اند.
اگرچه پس از جرگه ی مشورتی ملی صلح، دولت افغانستان صدها زندانی طالب را رها کرد و نیز خواهان بیرون کردن نام رهبران این گروه از فهرست شورای امنیت سازمان ملل شد؛ ولی با این حال هم طالبان کوچک ترین رغبتی به گفت و گو با دولت افغانستان، نشان ندادند و در عوض در اعلامیه های خود این تقاضاها را ناشی از شکست مأموریت امریکا در افغانستان و نا توانی دولت حامد کرزی، عنوان نمودند.
از این رو، پرسش اساسی که در برابر کار شورای عالی صلح قرار دارد این است که آیا این شورا، می تواند در امر مذاکره با طالبان موفق شود؟
وحید مژده آگاه مسایل سیاسی و کارمند وزارت خارجه ی رژیم طالبان، به این باور است که این شورا در امر گفت و گو با طالبان، موفق نخواهد شد. از نظر آقای مژده، اکثر اعضای شورای عالی صلح، از طرف های اصلی جنگ با طالبان بودند، از این رو نه طالبان بالای آن ها اعتماد می کنند و نه آن ها برای گفت و گو با طالبان، اراده ی صادقانه دارند.
آقای مژده ایجاد این شورا را، ادامه ی تلاش های نا فرجام کرزی در امر گفت و گو با طالبان دانسته می گوید: "دولت آقای کرزی برای آوردن صلح، راهکار عملی ندارد. من فکر نمی کنم که این شورا، برنامه ی عملی در امر گفت و گو با طالبان داشته باشد. آن گونه که دیده می شود، بیشترینه اعضای آن از میان مخالفان سیاسی حکومت آقای کرزی هستند که در این شورا گرد هم آورده شده اند و به نوعی، مصروف ساخته شده اند تا از مخالفت های شان کاسته شود؛ بنا بر این، این شورا هم مانند کار های گذشته ی حکومت افغانستان، درامر گفت و گو با طالبان و آوردن صلح، کاری را از پیش نخواهد برد."
از سوی دیگر طالبان به عنوان طرف جنگ، همواره هر گونه گفت و گو با دولت افغانستان را، رد نموده و بر پیش شرط های خویش- خروج نیروهای خارجی، نپذیرفتن قانون اساسی و...- تأکید داشته اند. این گروه، در واکنش به ایجاد شورای صلح، آن را کاری به دستور امریکا دانسته و هرگونه موثریت شورای عالی صلح را، نفی نمودند.
همچنان با طولانی شدن جنگ و اظهار نظر های مقامات غربی در مورد فرسایشی شدن جنگ افغانستان، طالبان جرئت بیشتری گرفته و خود را برنده ی جنگ می دانند. در کنار این موارد به باور آقای مژده، موضع گیری های رییس جمهور افغانستان در برابر این گروه، طالبان را برای به دست آوردن قدرت، حریصتر ساخته و آن هارا به ادامه ی جنگ و برنده شدن امید وار می سازد.
آقای مژده می گوید: " در جنگ قاعده است که وقتی طرفی بخواهد با طرف در گیر جنگ، مذاکره نماید؛ باید طرف در گیر از نظر قوت نظامی تا آنجا ضعیف شود که به ترک جنگ ناگزیر شود؛ اما در قضیه ی طالبان همواره سیاست های دولت افغانستان و غرب اشتباه بوده است. ما می بینیم که پس از 9 سال جنگ اظهار نظر های مقامات امریکایی، نشان می دهد که غرب در برابر طالبان شکست خورده است، همچنان رییس جمهور افغانستان همواره با زاری و التماس، طالبان را مخاطب قرار داده که به صلح بپیوندند، پس این راهکار در برابر گروهی که به شدت با انگیزه می جنگد و خواهان ایجاد حکومت به سلیقه ی خود است را، قانع نمی سازد."
همچنان در مورد تعداد اعضا و ترکیب شورای عالی صلح، آقای محمود صیقل آگاه مسایل سیاسی و معاون پیشین وزارت خارجه ی افغانستان، می گوید که 68 عضو این شورا، 68 دیدگاه مختلف به مسایل افغانستان دارند. برخی ها در میان این اعضا خواهان سرکوب طالبان هستند و بر خی ها هم به شدت با طالبانیزه کردن حکومت گرایش دارند؛ از این رو نخست توافق جمعی در میان اعضای این شورا دشوار است تا این که در قدم دوم این شورا بتواند در مورد گفت و گو با طالبان، کاری از پیش ببرد."
در جریان تلاش های حکومت افغانستان برای گفت و گو با طالبان، گفته می شد که هدف حکومت افغانستان از ایجاد کمیسیون همبستگی صلح، به رهبری صبغت الله مجددی، تا ایجاد جرگه ی امن منطقه یی و سپس جرگه ی مشورتی و حالا ایجاد شورای عالی صلح، وادار ساختن طبقه ی میانه ی طالبان به دست کشیدن از خشونت بود.
در این میان، دولت افغانستان برای راضی ساختن طالبان، صد ها زندانی این گروه را از زندان های داخل و خارج رها کرده و با دادن پول، آن ها را، تشویق به دست کشیدن از جنگ نمود؛ اما این تلاش ها در این 9 سال نه تنها نتیجه ی خوبی در پی نداشت؛ بلکه با گذشت هر سال امنیت مناطق بیشتر کشور توسط نیروهای طالبان تهدید شده و بحران نا امنی، سراسر افغانستان را، فرا گرفت.
بخش دیگر و اساسی قضیه ی جنگ با طالبان، پاکستان به شمار می رود. پاکستان همواره به عنوان حامی اصلی طالبان در معادلات سیاسی مطرح بوده که از سوی تحلیل گران، عامل اصلی ظهور و دوام این گروه شناخته می شود.
در امر مذاکره با طالبان نیز برخی از آگاهان، پاکستان را یک عامل اصلی در برهم زدن روند مذاکره با طالبان می دانند. سال گذشته ملا عبدالغنی برادر، فرد دوم گروه طالبان با چند تن از افراد مهم این گروه که از قبیله ی رییس جمهور کرزی بودند، از سوی نیروهای پاکستانی در آن کشور باز داشت شد. در آن زمان این عمل پاکستان، از سوی آگاهان مختل ساختن روند گفت و گو های حکومت حامد کرزی با برخی از سران مهم طالبان، تلقی شد.
احمد سعیدی آگاه مسایل سیاسی، می گوید: "طالبان همواره به عنوان یک گروه وابسته به پاکستان، تعریف می شوند و نمی توان نقش سازمان استخبارات پاکستان و نظامیان عالی رتبه ی این کشور را، در سمت دهی طالبان، نا دیده گرفت. پس هر اقدام مستقل این گروه یا افرادی از این گروه، از چشم اسختبارات پاکستان، پنهان نمی ماند؛ از این رو من فکر می کنم دولت افغانستان، باید مشکل را با پاکستان حل کند، آن گاه مسئله ی طالبان حل خواهد شد."
در داخل افغانستان، گروه های مدنی و نهاد های فعال حقوق زن، گفت و گو های حکومت با طالبان که بدون رعایت عدالت و در نظر گرفتن حق قربانیان، عنوان می شود را، به ضرر روند نوپای دموکراسی در افغانستان می دانند. طالبان به عنوان گروه به شدت افراطی، در دوران حاکمیت خود، مخالف آموزش زنان و آزادی های مدنی و مذهبی بودند. همچنان در درگیری های که این گروه در افغانستان داشتند، متهم به نسل کشی و جنایت علیه بشریت هستند، همچنان در این 9 سال، عملیات انتحاری، سنگسار زنان، قطع اعضای بدن افراد، در عملکرد این گروه دیده شده است.
اجمل بلوجزاده یک تن از اعضای نهاد های جامعه ی مدنی افغانستان، می گوید: "وقتی حکومت افغانستان می خواهد با طالبان صلح کند، باید حق مردم و ارزش های دموکراتیک را، در نظر بگیرد. هیچ کس حتا رییس جمهور، حق ندارد جنایت کاران را به صلاحیت خود ببخشد. مردم افغانستان قربانیان اصلی خشونت های طالبان هستند که باید در هر گونه مذاکره و گفت و گو با این گروه، نقش مردم و نظر مردم، سهم اصلی داشته باشد، در غیر آن هیچ مذاکره و مصالحه ی عادلانه نبوده و به صلح نمی انجامد."

