به نظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران با بزرگترین چالش در تاریخ سی ساله ی خود مواجه شده است. اگر وقایع متعدد و متفاوت پس از انقلاب اسلامی سال 1357 در ایران را موشکافی کنیم، می بینیم بارها حکومت این کشور در برابر چالشهای متعدد داخلی و خارجی قرار گرفت؛ اما نهایتاً توانست چالشها را به نحوی مدیریت کند و خودش را از بحران خارج نماید. از جمله ی مهمترین بحران های داخلی که جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب با آن مواجه شد می توان از عزل بنی صدر نخستین رییس جمهور این کشور به دلیل بی کفایتی سیاسی و فرارموفقانه ی او، انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی و کشته شدن 72 تن از اعضای این حزب و کشته شدن محمد علی رجایی، رییس جمهور و باهنر، نخست وزیر یاد کرد؛ اما رویهمرفته این کشور توانست با مدیریت آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، از این بحران ها به سلامت خارج شود.
در آن زمان اغلب این رویدادها از سوی مخالفان داخلی جمهوری اسلامی از جمله سازمان مجاهدین خلق و برخی از گروه های طرفدار شاه مخلوع، سازمان داده می شد؛ ولی در عین حال اختلافاتی بین اعضای جناح راست و جناح چپ در درون جمهوری اسلامی نیز وجود داشت. از جمله ی مهمترین این اختلافات می توان به اختلاف نظر آیت الله خامنه ای رییس جمهوری وقت و یکی از طرفداران جناح راست با میرحسین موسوی نخست وزیر و یکی از طرفداران جناح چپ، اشاره کرد. میر حسین موسوی، نامزد معترض به نتایج انتخابات کنونی، در آن زمان از حمایت قاطع آیت الله خمینی برخوردار بود و مخالفت رییس جمهور با وی؛ نمی توانست کارساز واقع شود.
موضع گیری های آیت الله خمینی اگر چه در آن زمان خلاف میل برخی از مقام ها و جناح های جمهوری اسلامی واقع می شد؛ اما همه ی مقامات و جناح ها به تصمیم گیری های وی احترام می گذاشتند و از آن تبعیت می کردند؛ ولی اکنون به نظر می رسد که دیگر تصمیم گیری های رهبری در ایران نقطه ی پایان کار و خط قرمز تلقی نمی شود.
پس از اعلام نتیجه انتخابات 22 جوزا و اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد، اعتراضاتی زیادی از سوی طرفداران نامزدانی که بازنده اعلام شده اند، سراسر ایران را فرا گرفت. میر حسین موسوی مهمترین رقیب احمدی نژاد در این انتخابات که خودش را پیروز واقعی اعلام کرده است، نتایج انتخابات را بهت آور خواند و برگزار کنندگان انتخابات را، متهم به تقلب نمود.
با این حال به نظر می رسید که پیام تبریک مقامات بلند پایه ی جمهوری اسلامی به ویژه پیام تبریکی مقام رهبری، "آیت الله خامنه ای" به احمدی نژاد که یک روز پس از اعلام نتایج صادر شد، مهر تاییدی بر نتیجه ی انتخابات باشد و به صورت غیر مستقیم نامزدان معترض و طرفداران آن ها را وادار به سکوت نماید؛ اما دیده شد که پیام های رهبری ایران از طرف نامزدان و طرفداران آن ها، جدی گرفته نشد و برخلاف انتظار مقامات جمهوری اسلامی؛ مانند نفتی روی آتش احساسات معترضان عمل کرد.
ادامه ی اعتراضاتی گسترده و توام با خشونت، آشوب های خیابانی، کشته شدن شماری از معترضین، فشارهای سیاسی خارجی بر دولت ایران و مهمتر از همه، گسترش روز افزون اعتراضات در سراسر ایران، رهبری را به واکنش جدی تر وادار ساخت. آیت الله خامنه ای در سخنرانی هفته ی گذشته ی خود در نماز جمعه ی تهران، بار دیگر نتیجه ی انتخابات را تایید و ادعا کرد که جمهوری اسلامی اهل خیانت به آرای مردم نیست. وی در ادمه ی سخنانش با لحن تندی از نامزدان معترض و حامیان آن ها انتقاد کرد و گفت که در صورت ادامه ی آشوب ها و اعتراضات، پیامد های آن به عهده ی نامزدانی است که نتیجه ی انتخابات را قبول ندارند.
اظهارات تند رهبری علیه نامزدان معترض و مهر تایید دوباره ی وی بر نتیجه ی انتخابات، امید معترضان برای ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن را، به ناامیدی مبدل ساخت. به نظر می رسید که این اظهارات؛ مانند اظهارات آیت الله خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی که همیشه حرف نهایی و راه گشای مشکلات شمرده می شد، نقطه ی پایان کار است؛ اما ادامه ی اعتراضات خشونت بار به نتایج انتخابات، تاکید مجدد میر حسین موسوی بر موضع قبلی اش و اظهارات وی مبنی بر این که تا پای جان در برابر آنچه که وی آنرا "تقلب در آرای مردم" خواند ایستادگی می کند، نشان می دهد که جناح اصلاحات با پذیرش هزینه های سنگین در حال عبور از خطوط قرمز نظام ایران است، و این چیزی است که در تاریخ 30 ساله ی جمهوری اسلامی هرگز اتفاق نیافتاده است.


ریس کمسیون مستقل انتخابات در ولایت بدخشان (انجنیر معصوم ) شخصی استکه پیرامون داشتن سواد کافی آن شک و تردید های وجود دارد.
عده از افراد شایسه که در این کمسیون در پوست های پاین کار میکنند میگویند که انتخاب ریس کمسیون انتخابات ولایت بدخشان به اساس روابط بوده است.
و دیگر اشخاص که در این کمسیون کار میکنند به نسبت داشتن روابط دوستی و خویشاوندی با ریس انتخاب گردیده بنأ این کمسیون شکلی شخصی را به خود گرفته است.
اما نکته قابل بحث این استکه انتخابات در این ولایت به چالش ها رو به رو خواهد شد زیرا روند کار انتخابات در این ولایت بطی به پش میرود.
از انجایکه گفتگوی داشتیم با چند تن ازناظمین ساحوی ولسوالی های دور دست ولایت بدخشان آنها اظهار نمودند(وقت کمی باقی مانده تا هنوز امکانات برای ما میسر نه ساختند در حالیکه هفت روز برای برکزاری انتخابات باقی مانده است قرار است مابه ولسوالی ها برویم و افراد را استخدام نموده ترنینگ بدهیم که این کار خود وقت زیاد را در بر میگیرد.)
در این مورد خواستم گفتگوی داشته باشم با ریس کمسیون اما ایشان با لهن تند و بی منطقانه پاسخ دادن که من وقت ندارم.
سرودهء فوق را به شبکه کار و تابلو سازفر مایش دادم وسالیان متمادی زیب اطاق نشیمن مابود. در ماه دلو ۱۳۷۰ محترم سمیع حامد از مزار شریف به مرکز کابل سفری داشتن که در جریان همین سفر خویش بتاریخ ۱۸ دلو ۱۳۷۰ باز خوانی شعر های شانرا برای اولین بار در تالار اتحادیهء نویسندگان واقع شهر نو کابل که ازطرف آن اتحادیه ترتیب گردیده بود به خوانش گرفتند هریک از اشتراک کننده گان محفل آ ّنروز راخاطره آفرین است. شب ۲۱ ماه دلو ۱۳۷۰ را بازنده یاد قهار عاصی محترم سمیع حامد ود و دوست دیگر در منزل ما سپری شد وتا صبح را پای صحبت دودوست شاعر نشسته گوش میدادم فرا موشم نمیشود .سالهای بعد در سفر های وظیفوی به مزار شریف داشتم حامد عزیز با سخاوت و جوان مردی که هر گز فراموشم نمیگردد مرا یاری کردند وحتی هنگامیکه به شهر تاشکند سفر ی داشتند وصیت هایم را به جا نمودند که همراه با امیرجان صبوری در تاشکند ازان به قدر دانی یاد آور شدیم.
در سال ۱۹۹۸ موقع خارج شدن از وطن ازطریق مزار شریف نمودم محترم دوکتور سمیع حامد با وجود مصروفیت های وظیفوی و گرفتاربها معاینه خانهء خویش را گشودند هم چنان از من وفامیلم بوجه احسن در منزل خویش پذیرائی گرم نمو دند. من که در دیار مهاجرت بسر میبرم خبر دل خراش حمله به دوکتور سمیع حامد را با چاقو از طریق رسانه های خبری خواندم وشنیدم وهم شنیدم که در شهر مزار چندین مر تبه همینکه به خا طر پشتیبانی از مردم سرو ده اند ونوشته کرده اند از طرف پهلوانان زور گوی مزار تهدید و اخطاریه دیده اند. محترم شان به کشور دنمارک و پاکستان نیز مهاجر گردیده ودر هر جای که تشریف داشته این شاعر توانا با کار وپیکار تلا شهای پیگیر با قدرت قلم وسرو ده هایش در خدمت وطن و همو طنان مهاجر جد وجهد نموده اند.
از طریق دوستان که در کابل تشریف دارن وتا جایکه به سایت انجمن قلم افغانستان سر زدم این آگاه پرکار توانسته اند که به خا طر احیای حقوق حقهء مردم افغانستان وجهان و تبارز دادن همهءجهات ادبی کلتوری فر هنگی هنری حتی با جمع آ وری پول واعانه چشم گیر از دوستان افغانی وهنر مندان در سطح اعتلای نشرات ادبی و فرهنگی خدمات مثمر و ار زنده را انجام به خاطر تشویق تر غیب وسهم گیری جوانان زنان وهمهء شاعران ادیبان ونویسندگان مصدر خدمت شوند.علا وه بر اینکه نوشته ها و سرو ده های این شاعر آگاه زینت بخش جرائید مجلات روز نامه ها هفته نامه ها ماه نامه ها نشرات بیرون مرزی و داخل کشور است در یک کلمه این فر هیختهء توانا را با زحمتکشی هایشان میتوان ستود وبا داشتن چنین نخبه گانی میتوان افتخار کرد که بدون شک دوکتور سمیع حامد به خوبی توانسته است درخشش زیبای درین عر صه داشته باشد. واینک سرودهء چاپ نشدهء شانرا که هنگام قدرت مجاهدین تحریر کرده بودن خدمت دوستان تقدیم میدارم.
--------------------------------------------------------------------
لاف شاهی میزند مرد خماری را به بین
خون مردم نوش کرده می گساری را به بین
دست مسعود وعنان جان ربانی نگر
کج کلاهی را نظر کن خر سواری را به بین
قهر مان ملک ما عبدالر شید دوستم
این سگ در باری گاو فراری را به بین
هی وای ای آ شنا منگه قره قنداق سیز
جیب لر گه قبزه قیل موتر سواری را به بین
گلبدین این ننگ دین دشمن دخلک او ملت است
را کت اندازی ته گو ره توب کا ری را به بین
ایله ایله با تفنگ خود کجا میری بگو
بوله جان توخ کو کمی روی مزاری را به بین
حضرت بی سیرتی سیرت شتر جنرال شد
ترک تازی را تماشاکن تتا ری را به بین
ریش سیاف است برس بوت آ قای عرب
های این بیریش پیری قند هاری را به بین
ریش دانی گشته از بس مو لوی تلویزیون
را دیو این در بساط مرگ قاری را به بین.
رادمل ریجان
از کابل
انـتـخـابـات ورای آزاد اســت
وای از دست رسـم کا نـدیـدان
چـه قـیـا مـت شدست در ایران
در خراسان که رسم افغان است
رسم ،کانـدیـد وه چـه آسان است
بیش ازچهل حساب شان جاریست
رسـم کـمـپـاین ومــردم آزاریـسـت
در نــفـوس وطـن حسـاب کجاست
بـیـشـمـاراند مردم از چپ وراست
فـکــر کانـدیـد هـا کـه مـخـتـار انـد
هـر یـکی بـهـر خـویـش بـیـدار انـد
درد مـلـت چــه خـوب..!؟ مـیـدانـنـد
آخــرالامــر..... از عـــــزیــزان اند!
مــر دم پـا بــرهــنـه و مـــحـــــروم
تــــه نـــبـر دنــد آب از حــلــقــوم
بــهـر یـک لــقـمــه نـان پـریـشان اند
بــگـو از زنــدگــی چــه مـیـدانــنـــد؟
بـا یــد آنــرا خـــریـد در کــمــپــا ن
بــر ســـری ســـفــرهء پــلــو ارزان
تـاکـه افـزون شـود بــه وفــق مــراد
رای کـانــدیــــد هــا بــــدان ارشـــاد
هــمــه دانــنــد کــه دســت اهــریـمـن
در چنــیــن انــتــخــاب هــا بــه لـجـن
از کــجا کـر ده انـــد مــال ومـــنــال؟
کــه چــه در یــا دل انــد طـــور مـــثال
الــحـــق ای دوســتــان کــه دزدانـــنـــد
و فـــر یــــــبـــنـــد گـــا ن افـــغــا نــنــد
هـــمــه دانـــنـــد ز قـــــدرت کـــــر زی
کــه بــســی راز هـــاســت در رگ وپـــی
هــــفــت سال اســـت رئـیــس جمهور است
پــس وپــیــشــش بــه غــیــر مـجـبـور است
مـــیــشــود عــا قـــبــت دو بــاره ر ئـــیــس
زانـــکه مـیــدانـــد ایـــن چــنـیــن تا ســیــس
ظــلـــم وبــیــداد و مــلـــک هــــــم ویــــران
بــا رقـــا بــــت حــــریـــف هـــا حـــیـــــران
هـــر یـــکـــی را هــــد ف بـــــود در پــــــی
خـــوب دانــــنـــد قــــــــد رت کـــــــــــرزی
کــاه بـــــی دا نــــه مـــی کـــشـــنـــد بــــه با د
الـــــغـــر ض مـــلــــک کـــــی شـــــــود آزاد
نمیدانم شما چطور وبکدام زبان حقیقت را کتمان مینماید فکرمیکنم مردم شریف ورنجکشیده این خطه باستانی چشم وگوش دارند وهمچنان از خواب غفلت بیداراند برگذاری انتخابات بدین نهوه نمبتواند ممثل اراده مردم باشد بیاید صادقانه اعتراف نمایم که عنان اسپ ما بدست دگران است وتصمیم گیرنده اصلی انها اند نه ما درین صورت القاعده وطالبان بهانه خوبی اند برای تحمیل خواست اجانب پس نبایداینهمه پول گذاف ازانها گرفت ومدیون احسان انها بود.
با احترام.
فرید از ولایت کندز
جون رييس واعضاي ارشد اين كميسين به اصطلاح مستقل از طرف رييس جمهور بر حال گماشته شده تا اين كه از طرف مردم يا نماينگان مردم ، از جانب ديگر با وجود مدارك اسناد و شواهد نتايج را قسمي اعلان ميـدارند كه كاملا معلوم ميشود مهندسان بسيار برجسته درين كمسيون براي فريب دهي عوام وجود دارد.
خواهش ما از اين كمسيون اين است كه شما در يك آزمايش بسيار جدي ديني و دنيوي قرار داريد.