از راست به چپ: اسامه بن لادن، ملاعمر و گلبدین حکمتیار. به ترتیب رهبران القاعده، طالبان و حزب اسلامیملاعمر رهبر گروه طالبان در پیامی که به مناسبت عید فطر منتشر شد، از ادبیات ملایم و متفاوت از گذشته استفاده کرده بود. در پیام رهبر طالبان، دشمن تنها نیروهای نظامی خارجی عنوان شده و نیز از مذاکره با دولت افغانستان و حامیان بین المللی آن تذکر رفته است. تفاوت این پیام با بیانیه های گذشته ی این گروه،  مواردی چون حق تعلیم زنان، دفاع از منافع مردم، کار برد واژه ی چون انقلاب ملی- اسلامی، دعوت از مجاهدین، اطمینان به کشور های همسایه در راستای همکاری و حسن روابط، مسوولیت پذیری در راستای تأمین امنیت منطقه ی اظهار شده است. همچنان جداسازی ملت های غربی از حکومت های آن کشور ها، همه وهمه تغییر واضح در ادبیات سیاسی طالبان است.

طالبان در زمان حاکمیت خود، حق آموزش و فعالیت اجتماعی را برای زنان قایل نبودند و نیز چنانچه که ملاعمر رهبر این گروه به خود لقب امیر المومنین داده و حکومت زیرقیادت خودرا امارت اسلامی نام نهاده بود، بیانگر این مسئله بود که مسلمانان جدا از مرزهای سیاسی و کشورها، در هرکجایی که هستند باهم برادر بوده و تفاوتی میانشان نیست و همه باید تحت عنوان "ملت واحد" از "امیر مومنین" پیروی نمایند؛ اما حالا کاربرد واژه ی چون انقلاب ملی- اسلامی که سرزمین و کشوری خاصی را تبانی می کند در پیام ملاعمر، به روشنی  از تغییر درادبیات سیاسی این گروه سخن می گوید.
مجاهدین که تا برچیدن حاکمیت طالبان به رهبری احمد شاه مسعود فرمانده کل نیروهای مقاومت که در 9 سپتامبر 2001 توسط دو تروریست مربوط به القاعده به قتل رسید با طالبان می رزمیدند و از سوی طالبان "شر" و "فساد" لقب گرفته بودند؛ اکنون از سوی ملاعمر به همکاری با این گروه و پیوستن در صف نبرد با نیروهای خارجی فراخوانده شدند. همچنان در قسمتی از پیام ملاعمر به نیروهای طالب، توصیه هایی شده است که متوجه اعمال خود بوده و به جان ومال غیر نظامیان آسیب نرسانند. مورد دیگر که متفاوت از پیش است، به جای توجه به اجرایی احکام شرعی، توجه به ساخت زیربناهای اقتصادی شده است. در بخشی از این پیام آمده است: «برنامه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طالبان بدون افغانهای مخلص، دانشمند، مسلکی و مجرب پیشرفت کرده نمی تواند.»
تا پیش از این، ادبیات پیام های منسوب به ملاعمر، همان ادبیات زمان حاکمیت این گروه در افغانستان در سال های دهه ی نود بود. بیان اخطارآمیز و دشمن قلمداد کردن همه کسانی که جدا از طالبان زیست دارند، زنان باید در خانه باشند و کشور های اسلامی توسط رهبران غیر مسلمان اداره می شوند، ملت های غربی در کنار حکومت های غربی، واجب القتل هستند. آنچه که اسامه بن لادن در 1998 فتوا داد که گفته می شود ملاعمر امضا نموده بود؛ مگر در این پیام رهبر طالبان گفته است که این گروه برای کشورهای غربی خطرناک نیستند بلکه حکومت های غربی و رسانه های آن ها هستند که به دروغ آن ها را دشمن جلوه می دهند.

این بیان متفاوت از پیش، در این روز ها از زبان گلب الدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که در کنار طالبان از گروه های تروریستی شناخته می شود، نیز به نشر رسید. حکمتیار در یک پیام تصویری همکاری خود را با دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی، منوط به بیرون شدن نیروهای خارجی از افغانستان عنوان کرده است؛ ولی کلیت سخنان حکمتیار باز بودن راه های مذاکره را تبانی می کند.

اما با توجه به اینکه یک ماه نگذشته از نشر پیام عیدی ملاعمر، شهر های مختلف افغانستان شاهد چندین حمله ی انتحاری و انفجارها بودند، که از اثر آن شماری زیادی از مردم  غیر نظامی اعم از مرد و زن و کودکان، به قتل رسیدند؛ پرسش تاکتیکی و یا استراتیژیک بودن، تغییر در ادبیات سیاسی طالبان مطرح می گردد.

هادی ارغندی وال رهبر حزب اسلامی( شاخه ی منشعب از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار) به این باور است: "با توجه به واقعیت های امروز و درک وضعیت سیاسی از سوی طالبان و حکمتیار، تغییر در ادبیات سیاسی پیام ملاعمر وسخنان حکمتیار، بیانگر تغییر استراتژیک این گروه ها است" اما در مورد این که آیا یاد نکردن ملاعمر از القاعده در پیامش، بیانگر دور شدن طالبان از القاعده است؟ ارغندی وال می گوید: " با توجه به بافت فکری طالبان و القاعده، این دوگروه از هم جدا و دور نمی توانند باشند، جدایی از القاعده برای طالبان مرگ سیاسی شان پنداشته می شود."

اماعبدالوکیل متوکل وزیر خارجه ی حکومت طالبان، به این باور است که پیام ملاعمر با موضع گیری های گذشته ی طالبان تغییری نکرده است." به باور من موضع گیری های طالبان از گذشته تا حال، تغییری چشم گیری نکرده است و تنها نشر این پیام و بازتاب آن ، به دلیل گسترش رسانه ها است که در گذشته مقدور نبود."

همچنان در مورد بخشی از پیام طالبان که انقلاب ملی اسلامی مطرح شده و رویکرد امت واحده و امیرالمومینین بودن ملاعمر رهبر این گروه را در بیرون از افغانستان زیر سوال می برد، متوکل می گوید: " لقب امیرالمومنین بودن ملاعمر در زمان حاکمیت آن ها، تنها محدود به افغانستان بود نه دیگر کشورهای جهان."

پس از برکناری پرویز مشرف رییس جمهور پاکستان و انتخاب آصف علی زرداری به عنوان رییس جمهور جدید این کشور، فشار های نظامی بالای طالبان در پاکستان افزایش یافت. همین گونه دولت بارک اوباما، در استراتژی خود افزایش نیروهای نظامی در افغانستان و فشار بالای طالبان ونیروهای حزب اسلامی حکمتیار را، برای سرکوب این گروه ها،  راهبرد جنگ با تروریزم پیش گرفت، بنابر این از سوی پنداشته می شود که تغییر در پیام ملاعمر و سخنان حکمتیار، ناشی از فشارهای نظامی بر آن ها باشد.

دستگیر هژبر تحلیل گر مسایل سیاسی در این رابطه می گوید: "سخنان رهبر طالبان در پیام عیدی این گروه، تفاوت زیادی نسبت به موضع گیری های طالبان در گذشته داشته است. من فکر می کنم با توجه به فشار های نظامی منطقه و طولانی شدن جنگ، طالبان در رویکرد خود تغییر اساسی آورده اند و می خواهند از شیوه های گذشته ی خود دوری جویند؛ اما با توجه به پیشینه ی عملکرد گلب الدین حکمتیار و بازی های سیاسی وی، نمی شود به سخنان وی اعتماد زیادی کرد، چون همواره حکمتیار تحت تأثیر پاکستان موضع گیری نموده است و سخنان پسین وی در مورد خروج نیروهای خارجی از افغانستان و همکاری با دولت کرزی، به گمان من زیر تأثیر سیاست های پاکستان انجام شده است."

برخی دیگر از آگاهان، دلیل دیگر تغییر در ادبیات سیاسی پیام رهبر طالبان و سخنان گلب الدین حکمتیار را، سیاست های پاکستان در مورد افغانستان می پندارند. یعنی هر گونه تغییر در گویش و عملکرد طالبان و نیروهای مربوط به حکمتیار با توجه به تأثیر پذیری این گروه ها از حلقات موجود در حکومت پاکستان، ناشی از اشاره های پاکستان صورت می پذیرد.
قسیم اخگر تحلیل گر مسایل سیاسی و مدیر مسوول روزنامه ی هشت صبح، به این باور است که تغییر در ادبیات سیاسی طالبان و صحبت های حکمتیار، بیانگر سیاست های پاکستان است." به باور من تازمانی که سیاست های پاکستان در قبال افغانستان تغییر اساسی ننمایند سیاست های طالبان و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار که عوامل پاکستان هستند، هیچ تغییری مثبتی نخواهند کرد. من فکر می کنم که سخنان پسین  حکمتیار و پیام ملاعمر نیز، به اشاره مقامات پاکستانی  صورت گرفته است."

به باور قسیم اخگر، مسئله ی دیگر که می تواند دلیل تغییر در ادبیات سیاسی ملاعمر و حکمتیارشود، موجودیت برخی حلقات در دولت افغانستان است که تلاش دارند طالبان و گلب الدین حکمتیار را، در قدرت شریک سازند. به باور این حلقات، طالبان از القاعده جدا و به عنوان یک جنبش افغانستانی می رزمند و حزب اسلامی هم عین وجهه را دارامی باشد، اما گروه های دیگر که شامل نهاد های مدنی و برخی از احزاب سیاسی مخالف طالبان را شامل می شود، طالبان را به عنوان پاره ی از القاعده و گروه تروریستی می دانند که در برابر دموکراسی و آزادی می جنگند.


قسیم اخگر، می گوید: "چنانچه در این هشت سال دیده شد، بدون شک رییس جمهور و برخی از افراد حکومتی تلاش جدی کردند که طالبان به عنوان یک گروه سیاسی وارد قدرت شوند که وابسته گی قومی در این مسئله خیلی متبارز بود، همچنان با تغییر دولت در پاکستان، ائتلاف حمایت از طالبان افغانستان از سوی برخی حلقات طرفدار این گروه در حکومت، پاکستان و عربستان تشکیل شده است. بنا بر این به باور من تغییردر لحن ملاعمر هم که در مسایل حق تعلیم زنان، توجه به مسایل اقتصادی، نام نبردن از القاعده در کنار طالبان و موارد دیگر، به دلیل انحراف افکار عمومی و کم ساختن فشار نظامی امریکا بر طالبان است تا باشد برای این گروه در دولت جای باز شود."

آنچه در این میان مشهود است این است که طاهراً تغییر جدیی در عمل کرد طالبان نسبت به گذشته اتفاق نیفتاده است، زیرا حملات انتحاری که باعث خسارات جانی و مالی به افراد ملکی می شود، همچنان ادامه دارد. به باور قسیم اخگر تغییر لحن طالبان تنها یک تاکتیک برای ترمیم وجهه طالبان در اذهان مردم افغانستان و جهان است.