حامد کرزی در این اواخر، از عملکرد شرکت های امنیتی خصوصی به شدت انتقاد نمود. آیا این انتقاد وی از شرکت های خصوصی امنیتی که رابطه ی نزدیک با نیروهای ناتو دارند، به نحوی انتقاد از عملکرد ناتو نیست؟
نخست باید دیده شود که جواز فعالی ت این شرکت هارا که صادر نموده است؟ مسلما که مسوولیت صدور جواز فعالیت شرکت های امنیتی از آن وزارت داخله ی حکومت افغانستان است. از سوی دیگر توانایی این شرکت ها به اندازه ی بلند رفته است که در امر انتقال تجهیزات و مواد مصرفی نیروهای ناتو، نسبت به نیروهای پولیس و ارتش، به مراتب بهتر عمل می کنند. همچنان این شرکت ها نه تنها در امر تأمین امنیت پروژه های انکشافی بلکه در مواردی، در خط اول جنگ با طالبان قرار دارند.
اگرچه از نظر قانون اساسی، تأمین امنیت شهروندان کشور تنها مسوولیت نیروهای امنیتی (پولیس، ارتش و امنیت ملی) دولت افغانستان است؛ اما از سوی دیگر اگر این شرکت های امنیتی خصوصی نباشند، آیا نیروهای دولتی توان پر کردن جای آن ها را دارد؟ چنانچه که دیده می شود هنوز وقت است که نیروهای داخلی، توان تأمین امنیت سراسر کشور و نهاد های خارجی را داشته باشند.
همچنان به باور من، انتقاد از عملکرد شرکت های خصوصی امنیتی، انتقاد از حضور نیروهای ناتو نیست؛ چون شخص رییس جمهور باید خود بداند که اگر نیروهای نظامی خارجی از افغانستان بیرون شوند، آن زمان وضعیت کنونی افغانستان باقی نخواهد ماند
و نیروهای دولتی به تنهایی هرگز توان مهار بحران را ندارند.
انتقاد رئیس جمهور کرزی یک روز پس از سفر به ایران و دیدارش با مقامات ایرانی، صورت گرفت. از نظر شما آیا دیدار وی با مقامات ایرانی، بر این موضع گیری نقشی داشته است؟
به باور من بین سفر کرزی و این موضع گیری اش، رابطه ی وجود ندارد. چون برای افغانستان به اندازه ی امریکا هیچ کشوری به ویژه کشور های همسایه ایران و پاکستان، موثر و همکار نیست. کشور های همسایه می خواهند در امور افغانستان دخالت نمایند تا این که همکاری داشته باشند و مارا کمک کنند، من فکر می کنم که رییس جمهور این محاسبه ی سیاسی را خواهد داشت که نقش کشور های همسیاه و امریکا را، بداند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری جنجالی گذشته، آقای کرزی در مقابل غربی ها از لهجۀ تند کار می گیرد؛ اما بر عکس با کشور های همسایه چون ایران و پاکستان، خصوصاً در این اواخر رابطه دوستی گرمی برقرار کرده است، شما این تغیرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
من در این زمان زمینه ی ارتباطات دیپلوماتیک و ترانزیتی بین کشور های منطقه را وسیع می بینم، خواست من هم همین است که کشور های همسایۀ ما به افغانستان به صفت یک کشور مستقل بنگرند. به قوانین افغانستان احترام داشته و بر پالیسی احترام متقابل یعنی در امور داخلی یکدیگر دخالت ننمایند. هر زمانیکه آن ها میخواهند با این روحیه با افغانستان کار نمایند، دولت افغانستان و مردم آن ها را قبول می کنند.
اگر رئیس جمهور بالای هر کشور یا بالای اجرائات هر کشور انتقاد دارد، پس این بهتر خواهد بود تا در تفاهم با سفیر همان کشور، وزارت خارجه یا هم بطور مستقیم با مسئولین همان دولت آن مشکل را حل کند؛ در غیر آن در این زمان که افغانستان در یک حالت بحرانی قرار دارد، دشمن تراشی به سود افغانستان نیست.
به خاطر این سیاست ها، هر روز که می
گذرد اعتماد مردم بالای نظام، بالای کشور های کمک کننده و کشور های همسایه از بین میرود؛ پس به رئیس جمهور لازم نیست که مانند یک کودک عمل کند، هر کس که یک بسته شیرینی برایش گرفت پشت آن بدود.
نشر 91 هزار اسناد محرم استخباراتی از سوی ویب سایت ویکی لیکس، نشان داد که استخبارات پاکستان با طالبان همکاری دارد؛ اما رئیس جمهور کرزی در بارۀ نشر این اسناد عکس العمل محتاطانه نشان داده و بالای پاکستان هیچگونه انتقادی نکرد. دلیل عکس العمل محتاطانه ی کرزی در برابر پاکستان را چه می دانید؟
خموشی کرزی در برابر پاکستان در این مسئله، برای من عجیب بود. دولت افغانستان باید از موقع بدست آمده استفاده ی درست می کرد. باید از این فرصت مفاد استراتیژیک گرفته می شد و بر موقعیت فشار جنگ و پناه گاه های طالبان توجه صورت می گرفت.
اگر در رابطه به همکاری سازمان استخباراتی پاکستان نسبت به طالبان، موضع روشن دولت اعلام می شد خیلی خوب بود تا خاموشی مرگبار که ارگ را ف
را گرفت و در نهایت سخنگویان کرزی گفتند که این برای ما سخن تازه نیست.
نظر شما به عنوان یک فعال سیاسی زن، در مورد سیاست مذاکره با گروه های مخالف (حزب اسلامی و طالبان) حکومت افغانستان و آوردن آن ها در چار چوب حکومت، چه است؟
من نمیدانم که حکومت چگونه این افراد را د
ر خود حل یا ادغام می کند؛ زیرا باید از سر تا پا نظام منتخب باشد.
اگر آنها امروز نمی آیند دیگر مردم آنها را قبول نمی کنند؛ آنهایی که امروز می آیند کودکان مردم را می کشند، مکاتب و کلینیک های شان را به آتش می کشند، مساجد شان را ویران می کنند؛ به نظر من این آخرین موقع به این گروه ها است، آن ها که تا امروز به ساز دیگران رقصیده اند، حالا زمان اش رسیده تا از عقل خود کار گرفته و از آن فرصت که ایشان در میدان سیاسی برایشان فراهم شده است، استفاده نمایند.
من به عنوان یک زن از هر طریق ممکن که باعث آوردن صلح می شود، طرفداری می کنم؛ اما اگر این صلح به تلف شدن حق زنان و خاموش شدن صدای آن ها همین طور رفتن به جنگ های داخلی تلقی شود، هرگز قابل قبول برای هیچ کس نخواهد بود.
نه تنها امنیت، بلکه آن آرمان ها و آرزو هایی که مردم در آغاز حضور جامعه ی جهانی داشتند، همه با خاک یکسان شده اند، بخاطری که از سه سال گذشته بدینسو با گذشت هر روز امنیت در افغانستان رو به خراب شدن است، حتی تا اینکه در مرکز کابل هم امنیت درست تامین نیست.
با وجود همه اینها من از تجربه ی که از انتخابات گذشته دارم، بدبختانه رقابت های انتخاباتی در این انتخابات به گونه ی تجملی خواهد بود. از دعوت های پر هزینه برای مردم شروع تا دادن پول و تحفه. از این رو به باور من در این فرایند، دو چیز در افغانستان با خطر روبرو شدند، یک امنیت مردم و دیگر هم رشد و نموی دیموکراسی جوان در کشور که انتخابات بخش مهم آن را، تشکیل می دهد.

