بانو فریده ترانه، شناخت مردم از شما با هنر موسیقی و آواز خوانی آغاز شد، چه شد که یک آن وارد سیاست شدید؟
بسیاری از مردم پرداختن به هنر موسیقی و سیاست را خیلی چالش بر انگیز می دانند؛ ولی از نگاه من پرداختن یک دختر خانم به موسیقی در افغانستان نسبت به فعالیت سیاسی، دشوار تر است. وارد شدن من به عنوان یک دختر در عرصه ی موسیقی و آواز خوانی، یک هنجار شکنی بود که من کردم.
من با یک برنامه خواستم از مسیر موسیقی وارد سیاست شوم. برای یک هنرمند، به ویژه بانوان هنرمند، کسانی که در جامعه ی سنتی ما تحقیر می شوند و شخصیتی برایشان قایل نیستند، این کار خیلی دشوار بود؛ اما من خواستم بر عکس مسیر رودخانه حرکت کنم.
البته در کنار این که موسیقی را دوست داشتم و دوست دارم؛ اما هدف اصلی من پرداختن به سیاست بود. من در دیار مهاجرت (ایران) نیز، فعال اجتماعی و به نوعی سیاسی در کلان ترین موسسه ی افغانستانی ها بودم، پس از برگشت هم در یک موسسه ی امداد رسانی بین المللی کار می کردم. از این رو، پرداختنم به سیاست، کار اتفاقی نبود.
پرداختن به موسیقی توسط دختران افغانستانی، کار تازه ای نبود. شما چگونه فکر می کنید که با این کارتان اقدام به هنجار شکنی کرده اید؟
البته پرداختن به موسیقی در میان دختران، با آنکه در کشور پیشینه ی طولانی دارد؛ اما در ولایتی مثل هرات و آن هم دختری مثل من که وارد عرصه ی آواز خوانی شدم، کار سخت و شکستن هنجار بود.
به نظر شما که از آواز خوانی به نمایندگی مردم وارد شده اید، تفاوت میدان سیاست افغانستان را با عرصه ی آواز خوانی، چگونه یافتید؟
خوب، با توجه به سنتی بودن جامعه ی افغانستان، واقعا درک و مقایسه ی این دو سخت است؛ اما باز هم می گویم که برای دختر خانمی مثل من چه پرداختن به موسیقی و آواز خوانی و چه سیاست و فعالیت سیاسی، زیاد فرقی ندارد. ما امروز باورهای سنتی زیادی را در کشور داریم که باید تغییر کنند و اگر من این کار را نمی کردم، در تاریخ موسیقی افغانستان شاید کسی جرئت نمی کرد که از میان دختران آواز خوان، به فعالیت سیاسی و نمایندگی مردم رو بیاورند.
شما ذهنیت جامعه را برای حمایت از خود، چقدر همسو می دانید؟
من فکر می کنم که وضعیت خیلی تغییر کرده است و من عملا با رای بالا برنده ی انتخابات شورای ولایتی از کابل شدم. زمانی که آراء من در انتخابات شورای ولایتی شمارش می شد، درک کردم که مردم افغانستان، آماده ی پذیرش من و حمایت از من و امثال من شده اند. از همین رو، در این انتخابات، شمار دختر خانم های جوان، در میان نامزدان انتخابات بیشتر به چشم می خورند و این یک مسئله ی امیدوار کننده برای من است.
دلیل این که خودت از کابل نامزد شوی، در حالی که شهروند و زاده ی ولایت هراتی، چه بود؟
برای فعالیت و رشد کار من، فضای هرات و کابل دو فضای کاملا متفاوت اند. هرات یک فضای بسته و قبیله ای است؛ ولی کابل برای کار من زمینه ی فراوان داشت و دارد. در این جا نگاه به یک دختر آواز خوان، زیاد منفی نیست. در هرات آواز خوانی برای یک دختر ننگ است چه برسد که در انتخابات به او رای بدهند، به این دلیل من خودم را از کابل نامزد کردم و نتیجه ی خوبی هم گرفتم.
در انتخابات شورای ولایتی، کمپاین شما، خیلی پر هزینه به چشم می خورد. چه کسی و یا نهادی از شما حمایت مالی کرده بود؟
من در آن زمان، کارمند یک بانک خصوصی (کابل بانک) بودم که این بانک در انتخابات شورای ولایتی، یک بخش از مصارف مالی مرا ارایه کرد و بخش دیگرش را، از پول شخصی ام پرداختم.
کابل بانک در عوض حمایت مالی، چه انتظاری از شما داشت؟
کابل بانک مرا حمایت مالی کرد به دلیل این که من کارمند این بانک بودم و یا به هر دلیلی دیگر، اما انتظاری خاصی از من نداشت.
چه باعث شد که یک سال سپری نشده در شورای ولایتی کابل، خود را نامزد انتخابات مجلس نمودی؟
نامزد شدن در شورای ولایتی برای من یک سنجش رای بود. پیش از انتخابات شورای ولایتی، من مطمین نبودم که مردم به من رای می دهند و در ذهنم نسبت به تصمیم مردم، شک بود؛ اما وقتی انتخابات شورای ولایتی سپری شد و من موفق شدم با رای زیاد، نماینده کابل انتخاب شوم، این بود که تصمیمم گرفتم تا برای نمایندگی مجلس از کابل نامزد شوم.
چه فکر می کنید، آیا حضور شما در شورای ولایتی کابل، کمک می کند که شما برنده شوید؟
من اگر مستقیم وارد انتخابات پارلمانی می شدم، برایم سخت بود یک کارزار انتخاباتی خوب برپا کنم و با توجه به باور های سنتی مردم نسبت به چهره های مثل من، آن هم یک دختر آوازخوان، مبارزه کنم و آن ها را متقاعد بسازم که به من رای بدهند. این بود که شورای ولایتی کابل، اگر چه در مدت زمان کم فرصتی شد که من با گروه های بیشتر کار کنم و حالا زمینه ی خوبی برای برنده شدند در انتخابات پارلمانی دارم. من حالا با مصلحت و حمایت شورای ولایتی کابل به شمول رییس این شورا، نامزد انتخابات پارلمانی شده ام.
به نظر شما، از انتخابات پارلمانی 5 سال پیش تا این انتخابات، چه تفاوت های در باور مردم نسبت به نامزدان و پارلمان ایجاد شده است؟
وقتی شما به پوستر ها و عکس های تبلیغاتی نامزد ها نگاه کنید، می بینید که خیلی از چهره های جوان خود را نامزد انتخابات کرده اند، این نشان می دهد که حس مسوولیت پذیری در میان جوانان بلند رفته و نیز نظر مردم نسبت به پارلمان به عنوان یک نهاد مهم، تقویت شده است، این خود یک آگاهی و رشد است که در باور مردم نسبت به نامزد ها و پارلمان، به وجود آمده است.
برای چه هدف و برنامه ی می خواهی وارد مجلس نمایندگان شوی؟
من به عنوان یک جوان هیچگاه از سوی مردمم حمایت جدی نشده ام، می خواهم با ورود به مجلس که از دید من نهاد خیلی مهم و کارایی است، به قدرت دست یابم و جوانان را حمایت کنم. ما جوانانی را داریم که خیلی مستعد و کارا هستند؛ اما هیچ حامی ندارند. امروز با مصرف ملیارد ها دالر، ما شاهد هیچ تغییری چشم گیری در وضع زندگی مردم نیستیم، در حالی که می توانستیم با ایجاد زمینه های کار و تحصیل، وضعیت جوانان را، بهبود ببخشیم. از این رو من اگر موفق شوم، کار برای جوانان و حمایت آن ها هدف اساسی من است.
مهم ترین چالش از نظر شما در نیامدن این تغییر چشم گیر، چه بود؟
از نظر من موجودیت افراد منفعت طلب و سود جو و فکرهای سنتی که پاسخگوی نیازهای امروز ما نیست، سبب شد که این کشور پیشرفتی نداشته باشید. ما هیچ حرکتی را در پارلمان امروز، برای رشد جوانان و حل مشکل آن ها نداشتیم.


موفق باشید
او با این سخنان خود واقعا دل مردم را شسکناندن