altگفت و گوی این هفته با محمود صیقل، معاون پیشین وزارت خارجه در مورد سفر حامد کرزی به امریکا انجام شده است/

آقای صیقل، سفر حامد کرزی به امریکا که پس از تنش های میان دو کشور انجام شد، از نظر شما چقدر توانست در عادی سازی روابط کابل- واشنگتن، موثر باشد؟


ببینید امریکا در افغانستان حضور نظامی دارد و آنطور که معلوم است محور اساسی این حضور ماموریت جنگ با تروریزم، خوانده می شود که در این ماموریت افغانستان همکار امریکا می باشد، پس به این دلیل این گونه سفر ها باید انجام شود و اگر مشکلی در مسایل سیاسی میان دو کشور پدید می آید امریکا کوشش خواهد کرد برای حفظ منافع خود، از جدی شدن تنش ها بکاهد.



اگر چه سفر حامد کرزی به واشنگتن، در سفر اوباما دو ماه پیش به کابل برنامه ریزی شده بود؛ اما پس از او آقای کرزی اظهاراتی را به نشانی کشور های غربی به ویژه ایالات متحده ی امریکا داشت و نشانداد آنگونه که باید روابط بین کابل و واشنگتن باشد، نیست. از این رو من فکر می کنم که اوباما آن گونه که در ماموریت جنگ با تروریزم امریکا در افغانستان، مسوول است به مردمش و کسانی که به او رای داده بودند پاسخ بدهد، تلاش دارد که به چالش های پدید آمده در رابط افغانستان و امریکا، نقطه ی پایان بگذارد.


از سوی هم با توجه به این که قرار است سال آینده خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان آغاز شود، این سفر و گفت و گوها ی مقامات امریکایی با کرزی و شماری از وزیرانش، بررسی بود از ظرفیت لازم نیروهای دولتی افغانستان برای گرفتن مسوولیت امنیت کشور.


شما شاهد بودید که پیش از سفر حامد کرزی به امریکا، اوباما به زیر دستانش دستور داد که با کرزی محترمانه برخورد شود، اما خودش پس از این که آقای کرزی دو روز در امریکا به سر برد او را ملاقات نمود، این آیا نشانگر سردی در روابط این دو رییس جمهور نیست؟


امریکا در کابل به یک همکار نیاز دارد که با او در مبارزه با تروریزم همکاری نماید و بتواند در مواردی همرایش پروتکول امضا نماید، از این رو باید همکار کابل را با فشار و یا دلخوش کردن، با خود داشته باشد.


در این اواخر سیاست های آقای کرزی در برابر امریکا زمانی تندتر شد که او سفرهایی به کشور های مخالف امریکا در منطقه داشت. سفر احمدی نژاد رییس جمهور ایران به کابل و سخنان تند او در کنار کرزی، بعد سفر آقای کرزی به چین، اکنون از نظر شما با این سفر چقدر توانسته توازن بین سیاست های منطقه و دوستی با امریکا را حفظ نماید؟


از نظر من آقای کرزی در باتلاقی دست و پا می زند که سخت در گیرش ساخته است و او خلای بزرگ بین مردم و حکومت است. این بی اعتمادی مردم نسبت به حکومت آقای کرز ی که در انتخابات گذشته دیده شد، هنوز به قوت خود باقی است. 


در حال حاضر حتا نصف کابینه ی آقای کرزی هم رای اعتماد به دست نیاورده اند این خود نشان می دهند که آقای کرزی چقدر با مشکل حمایت داخلی رو به روست.


این ضعف قدرت در کابل قطعا بی اعتمادی بین المللی را در پی خواهد داشت و دیگر جهان از یک حکومتی که نتواسته رضایت نصف از مردمش را به دست بیاورد حمایت نمی کند.


وقتی جهان شاهد یک تقلب گسترده در انتخابات گذشته بود، این تأثیر روی روابط و اعتماد آن ها نسبت به آقای کرزی گذاشته و امروز دیگر حرف های او را تحویل نمی گیرند. آقای کرزی هم اکنون  متوجه این مسئله شده است و از این رو با اظهاراتی که داشت کوشش کرد برای توجیه مشکلات داخلی ابعاد منطقه ی و بین المللی پیدا کند.


آقای کرزی خواست برای کسب حمایت داخلی، در مشکلاتی که خودش داشت خارجی هارا مقصر معرفی کند و حالا هم از سفری که به امریکا داشت می خواهد به مردم افغانستان نشان بدهد که تنها او مورد حمایت جهانی است، یعنی از بر انگیختن احساسات داخلی با مقصر دانستن خارجی ها، خواست کشور های غربی و امریکا را زیر فشار افکار عامه قرار بدهد، با این تصور که آن ها چاره ی جز همکاری با حکومت حامد کرزی به خاطر دوام مبارزه با تروریزم ندارند و از سوی به مردم نشان بدهد که دولتش مورد حمایت جهانی است.


در کنفرانس خبری که حامد کرزی و بارک او باما در واشنگتن، دیده شد که آقای کرزی از مسئله ی تلفات غیرنظامی ها یاد نکرد، در حالی که این مسئله در افغانستان محور انتقاد های حامد کرزی از نیروهای خارجی به ویژه امریکا بود. دلیل نپرداختن کرزی به این مسئه را، در چه می دانید؟


پیش از سفر حامد کرزی به امریکا، ما شاهد اظهارات تند او در مورد امریکا بودیم. این اظهارات که واکنش های منفی را در داخل افغانستان و هم از سوی مقامات امریکایی در پی داشت، اکنون آقای کرزی متوجه شده است که این گونه سیاست های که تنها از مطرح کردن مسایل مانند کشتار غیر نظامی ها و انداختن بار کم کاری ها حکومتش به گردن خارجی ها، بتواند ضعف های حکومتش را بپوشاند، سبب فاصله ی زیاد میان امریکا و حکومت او شده، پس تلاش کرد که سخنان مطابق به خواست دولت امریکا و هم مردم امریکا، بزند.


اما با آن هم آن گونه که تحلیل گران غربی نوشتند و اظهار نظر کردند و من نیز فکر می کنم، این سخنان آقای کرزی نتوانست اختلاف به وجود آمده را به صورت ریشه یی حل نماید.


آیا به نظر شما دیگر امریکایی ها بالای حامد کرزی به عنوان همکار قابل اعتماد نگاه نخواهند کرد؟


من فکرمی کنم که دیگر آن ها به آقای کرزی به چشم یک همکار قابل اعتماد نگاه نخواهند کرد. از سوی مشکل امریکایی ها در این است که به افغانستان از حیث افراد می بینند نه به عنوان یک کشور و یک نظام تمام عیار، معامله ها و داد و ستد های سیاسی همواره با افراد صورت می گیرد. در همین سفر هم بیشتر حکومت افغانستان مطرح نبود، آقای کرزی مطرح شد و من فکر می کنم این سیاست هم به منافع امریکا در منطقه و هم به منافع و آینده ی افغانستان، خوب نیست.


ما شاهد شخصی و قبیله سازی سیاست در افغانستان از سوی کرزی و تیم او هستیم، متأسفانه دنیا و امریکا هم به این نتیجه رسیده اند که در افغانستان نظام ساخته نمی شود و باید با افراد کار نمایند و این برداشت، کاملا پیامد منفی دارد. باید برای ساختن یک نظام فکر شود.


قرار است که شورای مشورتی برای صلح از سوی حکومت افغانستان برگزار شود که در آن بر سر راهکار گفت و گو با رهبران طالبان و حزب اسلامی، صحبت شود، آن گونه که دیده امریکا و جناح های سیاسی داخلی افغانستان، به اهداف این شورا به دیده ی شک نگریستند، آیا آقای کرزی در این سفر حمایت لازم امریکا نسبت به این شورا را کسب کرد؟


آقای کرزی در انتخابات گذشته نتوانست مشروعیت لازم داخلی را کسب نماید، حالا هم می خواهد با برگزاری این شورا که افراد آن به گزینش مقامات حکومتی در ولایت ها ( والیان و فرماندهان امنیه)  صورت می گیرد، به ظن خودش از یک سو مشروعیت دخلی کسب نماید و از سوی دیگر به تصمیم های که در مورد معامله با سران طالبان مطرح می شود، صبغه ی مردمی و ملی بدهد تا دیگر امریکایی ها نتوانند مخالفت نمایند. مگر فکر نکنم که این حمایت امریکا از این شورا، آن گونه باشد که آقای کرزی می خواست؛ بلکه آنها در ماموریت جنگ با تروریزم، خیلی حساس هستند و تا زمانی که از پیامد های فیصل های این شورا به نفع منافع شان مطمین نشوند، به آقای کرزی اجازه ی خود سری در این جرگه را نخواهند داد. 


همچنین از نظر مقامات امریکایی (خانم کلنتون و اوباما) مسئله ی نگرانی از زیر پاشدن حقوق بشر و قانون اساسی افغانستان در روند گفت و گو با طالبان مهم است. من فکر می کنم که امریکا اجازه نخواهد داد که اهداف آقای کرزی مخالف با آنچه باشد که به کمک جامعه ی جهانی درا ین 9 سال حاصل افغانستان شده است.


از سوی هم مشکوک بودن به اهداف این جرگه و گفت و گو با سران طالبان از سوی امریکا، پیش از سفر کرزی یک بار دیگر هم بیشتر شد و آن ثابت شدن دست طالبان پاکستانی در پس  حمله ی نافرجام تروریستی به نیویورک بود.


موردی دیگر در سفر آقای کرزی سفر غیر مترقبه ی او به انگلیس پس از پیروزی حزب محافظه کار بود. آیا به دلیل این که انگلیس حامی مسئله ی گفت و گو با طلبان است، خواست حمایت دولت جدید انگلیس را در مورد گفت و گو با طالبان به دست بیاورد؟


در انگلستان 13 سال بود که حزب کارگر بر سر قدرت بود و اکنون آمدن محافظه کارها در این کشور، از تغییرات مهم حکایت می کند. البته این پیروزی که در ائتلاف با لبرال دموکرات ها تشکیل شده است، لبرال دموکرات ها طالبان را یک جنبش خودجوش می دانند که از نظر آن ها باید در قدرت افغانسان سهیم باشند، از این رو این سفر آقای کرزی از امریکا به انگلیس به تلاش خودش و در خواست های او انجام شده و خواسته که باتوجه به موجودیت نیروهای انگلیسی در افغانستان، روابطش را با آقای کامرون محکم بسازد و نیز در مود مسایل سیاسی افغانستان، از جمله مسئله ی گفت و گو با طالبان حمایت انگلیس را داشته باشد.


اما من فکر نمی کنم که دولت جدید انگلیس هم با توجه به موضع گیری های حامد کرزی، بالای او اعتماد لازم نمایند.