altگفت و گو با دکتور مسعوده جلال، نخستین نامزد ریاست جمهوی زن و وزیر پیشین زنان افغانستان


در آغاز، می خواهم نگاه شما را نسبت به هشتم مارچ بدانم.


برهمه گان نیک معلوم است که  هشتم مارچ روز بین المللی زنان، یعنی روز وحدت، یک پارچگی و همدستی زنان است که باید زنان همدیگر خود را در سرا سر جهان کمک نمایند تا بتوانند به اهداف شان که داشتن حق برابر با مردان است، دست یابند و نیز  از همه مشکلات  اجتماعی و درد های زندگی به در آیند. 



تا بلآخره به صفت شهروندان درجه اول مانند مردان، به شمار آیند. 


البته این روز، پس از آمدن جامعه ی جهانی به افغانستان همه ساله از سوی دولت و نهادی های دیگر، بزرگداشت می شود. رسانه ها و نهاد های مدنی به تجلیل از این روز همت می گمارند و از مشکلات و چگونگی وضعیت زنان می گویند، کار خوبی است؛ اما به باور من باید بزرگداشت ازا ین روز را، اگر از صورت نمایشی آن بیرون نمایند، آنگاه کاری است موثر و سازنده.


من فکر می کنم باید به جای نمایشی ساختن این روز، دولت مردان و نهاد های که صلاحیت کاری و اجرایی دارند، در این روز به زنان بگویند که در سال گذشته چه کاری در راستای دسترسی زنان به صحت، تحصیل، کار و در کل در راستای حقوق زنان چه برنامه ای را عملی نموده اند و چه برنامه ای روی دست دارند؟ اما با تأسف تنها بزرگداشت از این روز به صورت نمایشی کاری موثری نخواهد بود.


عمده ترین پیشرفت های زنان در هشت سال پس از طالبان، در کدام عرصه ها بوده است؟



پیش از آن که امریکا وارد افغانستان شود و در برابر طالبان جنگ را آغاز نماید، یکی از شعار های جورج بوش رییس جمهور پیشین امریکا، آوردن تغییر جدی در وضعیت زنان افغانستان بود؛ اما  آن شعار به گونه ای که انتظار می رفت، عملی نشد؛ مگر باید گفت که زنان افغانستان به کمک جامعه ی جهانی توانستند، به دست آورد های خوبی نایل شوند.


برای نخستین بار مسئله ی برابری حقوق زن و مرد در قانون اساسی ذکر شد، 25 در صد از کرسی های پارلمان به گونه ی تبعیض مثبت به زنان سپرده شد، شرکت فعال زنان در انتخابات (مهترین روند رسیدن به حق شهر وندی، داشتن حق رای مساوی هر شهروند)  هم به عنوان رای دهنده و هم نامزد.


 همین گونه زنان که در زمان طالبان، نمی توانستند از خانه بدر آیند، حالا می توانند به کار کنند و دختران می توانند به مکتب بروند؛ این ها از دست آورد های بود که زنان با حضور جامعه ی جهانی نصیب شدند. ولی این همه به تلاش خود زنان صورت گرفت، یعنی هر زن دوست داشت که مکتب برود و شرایط که فراهم شد بدون این که زنان از سوی دولت یا نهادی تشویق شوند به مکتب رفتند، هرزنی می خواست کار کند و همین گونه با مساعد شدن شرایط  به کار آغاز نمودند.

مگر ما دیدیم که وقتی زنان در انتخابات شرکت داشتند، نه جامعه ی جهانی حمایت لازم را از زنان نمود و نه دولت.


بانو جلال، وقتی به تعداد کرسی های زنان در پارلمان نگاه شود، دیده می شود که این شمار در پارلمان افغانستان نسبت به خیلی از کشور ها، قابل ملاحظه است؛ پس چرا زنان پارلمان نتوانستند نقش فعال داشته باشند؟

در این مورد دلایل مختلف وجود دارد. از دید من عدم استقلالیت بیشتر نماینده های زن، کم آگاهی زنان پارلمان از حقوق زن و آن چه که باید برای زنان انجام شود همین گونه عامل دیگر، نبود ظرفیت لازم و توانایی زنانی است که در پارلمان به عنوان نماینده ی مردم و به ویژه زنان، حضور دارند.

زنانی که وارد پارلمان شده اند، به جز شماری اندک دیگر به گروه ها و نهادی های متعلق هستند که برای آن ها اهداف گروهی و قومی شان مهم تر از حقوق زن جلوه می کند. 


همین گونه گروه های که به حقوق زن باور ندارند، عامدانه از زنانی حمایت کردند که هم وابسته ی آن ها باشند و هم کمترین آگاهی را از حقوق خود داشته باشند.


 همچنان در برخی موارد دیده شد که زنان نماینده در پارلمان، در مواردی بیشتر از مسایل گروهی و قومی و مذهبی، سخن گفتند و دفاع کردند و این خود عاملی شد که 68 نماینده ی زن در پارلمان نتوانستند، یگ گروه واحد و موثر را بسازند.


مسئله ی سوم که نبود ظرفیت کافی نمایندگان زن است، ناشی می شود از مشکلات اجتماعی، جنگ ها و بی سوادی که زنان بیشتر تجربه نمودند.

من امید می برم که در انتخابات پیش رو، مردم به زنانی رای بدهند که بیشتر به خاطر حقوق مردم و زنان فکر کنند تا مسایل گروهی و قومی شان.


بانو جلال، شما به عنوان نخستین نامزد زن در انتخابات ریاست جمهوری 2004 بودید، به چه مسایلی در آن زمان برخوردید؟ آیا مردم ازنامزدی شما حمایتی را که انتظار داشتید نمودند؟



من که در انتخابات ریاست جمهوری2004  اشتراک کردم، از روی هوس و شهرت طلبی نبود. من  واقعاً می خواستم که کامیاب شوم و تلاش نمایم که اهداف جامعه ی جهانی و مردم افغانستان، براورده شود.


من این هدف را به صورت آزادانه و بدون وابستگی به گروه های داخلی و یا کشور های خارجی دنبال نمودم، از این رو بی نهایت مورد استقبال مردم قرار گرفتم و همایش های مردمی که به حمایت من صورت می گرفت، بی نظیر بود.


در آن زمان من هیچ پولی نداشتم که برای بزرگزاری این همایش ها، مصرف کنم؛ اما خود مردم به صورت خود جوش گرد هم می آمدند و حمایت می کردند. 


من به  اکثر ولایات افغانستان سفر نمودم و با مردم دیدار داشتم، چون به مردم باور داشتم، همین طور در برابر مردم هم حمایت کردند و رای هم دادند؛ اما نتیجه خلاف تصور بود، یعنی من یقین دارم که در آن زمان جامعه ی جهانی هدفشان حمایت از یک فرد خاص بود، نه این که این روند به صورت دموکراتیک اش عملی شود.


در این روز ها که مسئله ی گفت گو با طالبان مطرح است، نگاه شما به این مسئله چگونه است. آیا با توجه به پیشینه ی زن ستیزی طالبان، اگر طالبان وارد قدرت شوند، برای زنان قابل قبول می باشد؟


زنان افغانستان، خواهان صلح و امنیت هستند. بدون صلح و امنیت هیچ کس نمی تواند زندگی آرام و خوبی داشته باشد؛ اما مسئله ی گفت و گو با طالبان اگر در چار چوب قانون اساسی و با پذیرفتن دست آورد های امروزی است، برای همه چه زن و چه مرد، قابل قبول است؛ ولی اگر این گفت و گو تنها جنبه ی سیاسی دشته باشد و هیچ توجهی به حقوق زنان مسایل حقوق بشری نشود، نه تنها برای زنان بلکه برای همه مردم قابل قبول نخواهد بود.



شما یک دوره در حکومت حامد کرزی، به عنوان وزیر زنان کار نمودید؛ از دید شما، زنان در کدام عرصه ها دچار بیشترین مشکل هستند؟


مشکلات زنان افغانستان، اکثرشان خیلی بزرگ و انگشت نما است. این مشکلات در بر گیرنده ی بی سوادی و کم سوادی، موجودیت رسم و رواج های نا پسند اجتماعی، فقر، بد رفتاری های خانوادگی نسبت به زنان، عدم دست رسی زنان به تحصیل و صحت و... می باشد.

ما بیشترین مرگ و میر مادران، بی سوادی و فقر را در افغانستان داریم. من در مدتی که به عنوان وزیر زنان کار می نمودم، کوشش کردم در رفع این مشکلات کار نمایم و همین گونه یک راهبرد 5 ساله برای وزارت امور زنان ساختم.


اکنون باید دولت و جامعه ی جهانی، کوشش کنند که به خاطر رفع مشکلات زنان کار بیشتری شود، برای دست رسی زنان به صحت ما نیاز داریم که مراکز صحی فراوان ساخته شود، همین گونه دوری مکتب ها از محل زندگی مردم، سبب بی سواد ماندن دختران شده است؛ پس باید برای رفع این مشکل فکر شود و مکتب های بیشتر ساخته شود.


همین طور مانع دیگر، مو جودیت افراد و گروه های بی باور به حقوق زنان در دستگاه های دولتی می باشد، از این رو باید جلو زن ستیزی آن ها گرفته شود.


توجه دولت به حقوق زنان، خیلی مهم است؛ چون همه بودیجه ی که جامعه ی جهانی می دهد از مجرای دولت مصرف می شود.


بنا بر این باید دولت اگر به این کار مبادرت نمی ورزد، کشور های کمک کننده بالایش فشار وارد نمایند تا مسئله ی حقوق زنان به درستی و در عمل مورد توجه قرار گیرد، نه به صورت شعاری و نمایشی.