اکنون که مقامات دولت افغانستان و ناتو اعلام کرده altاند که عملیات موسوم به مشترک، موفقانه به پایان رسیده است. از عملیات نظامی بزرگی در همسایگی مارجه، قندهار و یا همان زادگاه طالبان سخن گفته می شود.


عملیات مارجه که پیش از آغاز، بزرگترین عملیات از زمان سقوط طالبان تا کنون خوانده می شد؛ حالا از ابُهت تبلیغاتی آن کاسته شده و تنها یک "پیش درآمد" تاکتیکی عنوان گرفته است.


اما این پرسش که آیا عملیات مارجه واقعاً موفقانه به پایان رسیده یا نه، بی پاسخ مانده است.  


براساس اظهارات مقامات ناتو و دولت افغانستان، عملیات مشترک یک موفقیت فوق العاده بوده است. داوود احمدی سخنگوی والی هلمند، پیروزی نیروهای دولتی و ناتو در عملیات مشترک را ستوده و مارجه را "نقطه ی اتصال تروریستان و قاچاقبران" که در طی سی سال گذشته پاکسازی نشده بود؛ می نامد. 


جنرال استانلی مک کرستال، فرمانده نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان، اخیراً گفته است که عملیات مارجه در مهمترین کشتزار تریاک – ولایت هلمند، "سرمشقی" برای یورش های آینده خواهد بود. 


اما کارشناسان نظامی و سیاسی پیروزی عملیات مشترک را رد کرده و سرمشق شدن این عملیات برای یورش های آینده علیه طالبان را زیر سئوال می برند. 


شریف شرافت، کارشناس سیاسی مقیم کابل می گوید: "برای سرکوب شمار اندکی از شبه نظامیان طالب و تصرف مارجه که بخشی از ولسوالی نادعلی می باشد، 15،000 سرباز عملیات به راه انداختند و بیش از دوهفته طول کشید تا این تعداد سرباز بتوانند بخش هایی از این منطقه را به تصرف خود در آورند". وی می پرسد که چگونه ممکن است چنین عملیاتی را موفقیت بزرگ بنامیم و آن را الگویی برای یورش های آینده قرار دهیم؟ 


برخلاف روند معمول یورش های نظامی که به صورت کاملاً سری برنامه ریزی و اجرا می شوند، خبر آغاز عملیات مارجه چندین هفته پیش از اجرای آن منتشر شد. براساس اظهارات ساکنان محلی، چرخبال ها ناتو، حتی برگه های تبلیغاتی ای که در آن از آغاز قریب الوقوع عملیات مشترک خبرداده شده بود را بر فراز مارجه رها می کردند. 


نیروهای بین المللی و مسئولین دولت افغانستان ادعا می کنند که این کار برای حفظ جان غیر نظامیان صورت گرفت. انتظار می رفت طالبان نیز از شیوه های معمول خود استفاده کرده و در پوشش غیرنظامیانی که مارجه را ترک می گویند، از منطقه جنگی فرار کنند و در نتیجه درد سری زیادی برای نیروهای ناتو و دولتی در تصرف مارجه به میان نیاید.  


اما به نظر رسد که این انتظار خیلی درست از آب در نیامد. کارشناسان می گویند به جای غیر نظامیان، از انتشار زودهنگام اخبار عملیات مارجه بیشترین سود را طالبان بردند. چندین هفته، فرصت کافی ای بود که طالبان بتوانند خود را آماده کرده و تا حد توان منطقه را ماین گذاری نمایند. 


صالح محمد ریگستانی که خود سال های زیادی جنگ های چریکی را علیه نیروهای شوروی سابق و طالبان در کنار احمدشاه مسعود تجربه کرده است می گوید: " تصرف زمین در جنگ های چریکی معیار پیروزی شمرده نمی شود."  


وی می افزاید: "تبلیغات بیش از حد این عملیات باعث شد که اعضای مهم شورشیان طالبان منطقه را ترک گفته و تنها پیش مرگان آنها در منطقه باقی بمانند و تا حد ممکن منطقه را ماین فرش نمایند."  


به باور ریگستانی، در چند سال گذشته شورشیان طالبان از روش های "بزن و بگریز" استفاده کرده و این روش برای آنها موفقیت های را به همراه داشته است. رسانه ای ساختن عملیات مارجه پیش از آغاز، باعث شد طالبان از این روش به صورت موثرتری استفاده نمایند. 


وی می افزاید: "عملیات مشترک ضربه ی سختی به طالبان به شمار نمی آید، زیرا آنها در نقاط دیگر کشور گردهم آمده اند و هیچ چیزی در واقع تغییر جدی نیافته است." 


همچنین، وحید مژده، کارشناس برجسته ی سیاسی مقیم کابل که خود شخصاً بارها از مارجه و مناطق اطراف آن دیدن کرده است، پیروزی عملیات مشترک را زیر سئوال برده و می گوید: "راه های تدارکاتی کلیدی هم اکنون در کنترول طالبان است و آنها ممکن است پس این از روش های "بزن و بگریز" و نیز بمب های کنارجاده ای برای ضربه زدن به نیروهای ناتو و دولتی استفاده کنند." 


به باور مژده، منطقه ی مارجه دارای اهمیت راهبردی ویژه ی نبوده و ارزش این همه تبلیغات و عملیات بزرگ را نداشت. وی می گوید برای نیروهای خارجی هدف اصلی عملیات مارجه سرکوب و بیرون راندن طالبان از منطقه ی کوچکی در هلمند نه، بلکه بدست آوردن حمایت افکار عمومی خودشان از جنگ افغانستان بود. 


وی می افزاید: "افکار عمومی در غرب در برابر جنگ افغانستان تحریک شده است و این مسئله برای خارجی ها بسیار مهم است. به همین دلیل است که آنها درباره اهمیت عملیات مارجه و پیروزی ظاهری آن مبالغه می کنند." 


یکی از سخنگویان طالبان نیز اهمیت مارجه را رد کرده و ادعا می کند که "تهاجم نیروهای ناتو بیشتر تبلیغات بود تا یک ضرورت نظامی". 


اما مقامات دولتی و نیروهای امریکایی از عملکرد خود در مارجه دفاع می کنند و تبلیغات پیش از وقت در این زمینه را، راهی برای جلوگیری از آسیب رسیدن به غیر نظامیان می دانند. 


جنرال دیود پتریوس، فرمانده کل نیروهای امریکایی در خاور میانه به رسانه ها گفته است که تبلیغات پیش از وقت عملیات مارجه از تلفات غیرنظامیان پیشگیری کرد؛ اما وی پذیرفته که این تبلیغات ممکن است خطراتی را برای سربازان امریکایی در عملیات مارجه به بار آورده باشد. 


اما حالا که پرچم افغانستان بر فراز مرکز مارجه برافراخته شده، به نظر می آید که چالش بعدی بدست آوردن اعتماد مردم است. 


به میان آوردن حکومت داری خوب در این منطقه و بهبود وضعیت زندگی مردم به وسیله ی ساختن مکاتب، شفاخانه ها و جاده ها، از مهمترین وعده های بود که به ساکنان مارجه پیش از آغاز عملیات داده شده بود. 


داوود احمدی می گوید که دفتر محلی ولسوالی مارجه هم اکنون افتتاح شده و وعده هایی که به مردم سپرده شده به زودی عملی خواهند شد. وی گفت: "روند پاکسازی ماین ها آغاز شده و بزودی پس از این مرحله، پروژه هایی توسعه ای افتتاح خواهند شد." 


براساس اظهارات مقامات وزارت داخله، 1600 تن سرباز پلیس برای حفظ ساکنان و منطقه ی مارجه از تهدیدات طالبان به منطقه اعزام می شوند. 


با این همه، ساکنان مارجه ناراضی به نظر می رسند. 


محبوب، از ساکنان محل در تماس تیلفونی با سایت www.afghanistanvotes.com گفت: "اگر خارجی ها مسئول اجرای کار باشند، تغییر به میان خواهد آمد، اما اگر افغانها، به ویژه پلیس مسئول این جا باشد، همه چیز بدتر خواهد شد."


تحلیلگران نیز در باره ی اعتماد سازی و توانایی های حکومت محلی، به ویژه ولسوال تازه منصوب شده مارجه – حاجی ظاهر، مردد به نظر می آیند.  


وحید مژده می گوید: "ظاهراً ولسوال جدید مارجه اخیراً از آلمان برگشته است؛ جایی که وی 16 سال آنجا زندگی کرده است. آیا وی می تواند حکومت داری موثر در مارجه را بنا نهاده و در این منطقه ی جنگزده و در میان ساکنین شدیداً سنتی آن اعتماد سازی نماید؟" 


پیش از آغاز و در اوایل عملیات مشترک که به تاریخ 13 فبروری آغاز شد، مقامات دولت افغانستان و ناتو عملیات مارجه را "فشار بر طالبان برای پذیرش مصالحه، نجات جان ساکنان مارجه، و همچنان بیرون راندن قاچاقبران و طالبان از این کشتزار تریاک"، توصیف می کردند. 


جنرال شیر محمد زازی، فرمانده ی ارتش افغانستان که عملاً در یورش مارجه اشتراک داشت، سه روز پس از آغاز این عملیات به سایت www.afghanistanvotes.com گفت که طالبان در مارجه فقط سه گزینه پیش روی دارند. نخست و مطلوبترین آن: مصالحه، دوم: ترک مارجه، سوم: مواجه شدن با نیروی نظامی. 


حالا که "عملیات مشترک" به پایان رسیده، به نظر می رسد که شورشیان طالبان هر دو گزینه ی دوم و سوم را پذیرفته اند؛ اما "مصالحه" مثل همیشه دست نیافتنی به نظر می آید. با توجه به همین مسئله، آیا یورش بزرگتری که قرار است در قندهار به راه انداخته شود، به کشانیدن طالبان به پای میز مذاکره منجر خواهد شد؟