اگر به پیشنه ای دموکراسی، در افغانستان بپردازیم به زمان دوری نخواهیم رسید. زیرا در گذشته قدرت همیشه به روشهای موروثی، قبیله ای وخانواده گی کنترول گردیده است و اگر گاهی حاکمیت از یک خانواده وقبیله به دیگر تیره وقبیله انتقال یافته است، ازطریق قدرت وزور بوده است، بدون این که مردم در آن دخالت داشته باشند. به این دلیل صفحات تاریخ افغانستان، مشحون است ازحاکمیت زور و زورگویی.
هرچند محدود کسانی در تاریخ افغانستان هستند که به نحوی خواسته اند، تاسلطه واقتدار خویش را در هرم قدرت مشروعیت ورنگ مردمی دهند؛ ولی هیچگاه به این موضوع به صورت واقعی آن، جامه ی عمل پوشیده نه شده ودر حدی ادعا باقی مانده است. همچنان کسانی را که آنان به جای نماینده گان مردم می نشانیدند، نه بر اساس گزینش وانتخاب مردم بودند؛ بلکه به گونه ای توسط دم ودستگاه مقام شاه انتخاب گردیده است.
پس از انتخابات ریاست جمهوری 1383 مردم افغانستان برای اولین بار بصورت همگانی، آزاد، سری ومستقیم به منظور معرفی نماینده گان خویش درسال1384 به پای صندوق های رای حضور یافتند که هیچ گونه تجربه ای از انتخابات را نداشتند.
در انتخابات های گذشته رسانه ها که رکن چهارم یک نظام دموکرتیک است وبرای دموکراسی نقش حیاتی را دارد، تازه تولد یافته و از حمایت ضعیف برخوردار بودند. وطبعا قادر به اطلاع رسانی وآگاهی دهی درست وبه موقع نبودند.
احزاب سیاسی هم نه تنها انکشاف نیافته وفاقد ظرفیت زندگی دموکرتیک بودند؛ بلکه مردم به آنها بعنوان گروهک های برخاسته از بحران، نگاه می کردند.
انتخابات گذشته علی رغم اینکه مشکلا ت ، نواقص وکاستی های خودرا داشت؛ اما از نقطه نظری این که این انتخابات بعد از سپری شدن قرن ها استبداد وخودکامگی وبعداز چند دهه جنگ ، ویرانی وتباهی در افغانستان برگزار گردید، حایز اهمیت ودست آوردی بزرگ محسوب می گردد.
ازآن می شود به عنوان نخستین قدم در جهت دموکراسی سازی نظام در افغانستان تعبیر کرد؛ اینک که کمتر از دو هفته به برگزاری انتخابات پارلمانی پیش رو باقی مانده است، گمان می رود که این انتخابات از حساس ترین و پر اهمیت ترین مقطع زمانی در تاریخ پر فراز ونشیب کشور، باشد.
برای اینکه مردم افغانستان که سنگینی مشکلات نظام های غیر مردمی گذشته را، تا هنوز به شانه های خویش حمل می کنند و ترس از برگشتن به گذشته دارد وهر گز نمی خواهد به گذشته سرشار از زجر و محنت برگردد، بر فرد فرد این سرزمین به عنوان شهروندان این جامعه است تا کسانی را به نمایندگی از خویش انتخاب نمایند که در پنج سال آینده، درمورد سرنویشت شان تصمیم درست و مسوولانه بگیرند.
پس برای همه لازم است که با حضور گسترده در پای صندوق های رای که از یک طرف باعث تعین سرنوشت مردم توسط خود مردم، تضمین شود و از سویی پارلمان آینده از مشروعیت بالای بر خوردار شود.
همین طور بر همه اعم از رای دهندگان، نامزدان، کارمندان انتخابات و رسانه هاست که برای برگزاری یک انتخابات شفاف عادلانه و سراسری سعی نمایند، تا پارلمان آینده ممثل واقعی مردم افغانستان باشد.


دیدگاه شما را خواندم خوب وجالب اما شما همیشه قبلا در نویشته های تان می گفتید نباید به گذشته برگردیم وباید به فکر اینده خویش باشیم واین گذشته گرائی خود شما نمی فهمم چه معنی دارد؟
مقا له تان، گوشه ای از واقعیت تلخ گذشته را بیان می نمود اما این روند به گذشته خلاصه نمی شود وفعلا هم به گونه ای از نامردمی بودن قدرت رنج می بریم وامروز زور وحاکمیت به شکل مدرن تر مردم را از صحنه کنار می زند؛ وبدتر به صورت فاشیستی خویش نقاب دیموکراسی را می بندد وانتصابات در زیر نام انتخابات انجام می گیرد. راستی نمی توان از کمیسیون که کاملا تحت فرمان رئیس جمهور است انتظار شفافیت ومصئونیت رای مردم را داشت! چگونه می توان ؟
دیر وقت است که به ارتباط انتخابات مقاله می نویسید؛ اما قسمی که مشاهده می گردد کوشش می نمایید که در نشریات چاپی به گونه ای بنوسید که به باد وبروت کسی برنخورد وکمی تند تر در نشریات الکترونیکی نمی دانم دلیلش چیست؟