
اخيراً ازطريق رسانه های مختلف خبر دردآور، اما نه چندان تعجب آور در ذهن ها پيچيده است مبني براين كه بيش از سه هزار افغان در زندان هاي ايران به سر می برند و بر اساس آخرين اطلاعات بدست آمده از ايران، حدود 46 نفر از اين مجموع در حال حاضر درپايه چوبه دار می باشند.
نكات جالب توجه ودرد آور اينجاست كه يك عده افغان های درمانده وبی پناه كه تمام دغدغه های شان فقط زنده ماندن است، قرباني اين طرح می گردند و كمتر كساني را مي توان در ايران سراغ گرفت كه حق نفس كشيدن را بخود محفوظ بدانند، چه برسد به اين كه دربرابر نظام كه زدن و كشتن امري بس ساده و در بسي موارد مقدس تلقی می شود، قد بر افرازند و از قوانين حاكم ايران گردن كشي كنند.
آناني كه در ايران زندگي كرده اند و يا معلومات كافی در مورد عملكردها و رفتارهای نيروی مسلح ايران عليه افغان ها دارند، به اين مهم پي می برند كه كوچكترين حركت افغان ها درپيشگاه قانون ايران جرم پنداشته شده و بطور بی رحمانه مجازات می شود.
وآناني كه به جرم قاچاق مواد مخدر دستگير و زندانی شده اند، مستقيماً با نيروهاي مرزي ونيروي انتظامي شريك اند، نبايد قدرت نظامی ايران را ناديده گرفت، نيروي انتظامي و اطلاعات ايران توانمندي مبارزه با قاچاقبران مواد مخدر را دارند اما اينكه چرا مانع ورود آنان به ايران نمی گردند؟ بحث جداگانه مي طلبد.
ازجانب ديگر افغان های كه به نحوی به قاچاق مواد مخدر دست زده اند كه تعداد آنان به اين پيمانه نيست، افراد دست سوم در معامله وانتقال مواد مخدر می باشند، رهبران قاچاق ايرانی هاي ساكن در سيستان و بلوچستان مي باشند كه ازن نقطه خريد الي فروش مواد مخدر در ايران حضور داشته و از هيچ كسی هراس ندارند، زيرا نيروی انتظامی وپاسبانان مرزی توسط آنان خريداری گرديده است.
كمتر بلوچ درايران به اين جرم محاكمه گرديده، اما به دهها موارد اعدام افغان های گلو تركيده درانظار عموم در ايران درطول سه دهه اخير صورت گرفته است و فقط افغان ها معيار برای تطبيق عدالت در ايران اند كه بر بنياد خون وشلاق استوار است.
سوال اين جاست كه خون اين همه انسان درپيشگاه مجامع جهانی و دولت افغانستان كه بطور سهل انگارانه با قضيه برخورد می كنند اهميتي ندارد؟
آقاي كرزي بجاي اينكه درمورد سرنوشت هزاران افغان مقيم ايران ودهها موارد ديگر با احمدي نژاد صحبت نمايد، دركنفرانس خبری تلاش برای رفع اتهام وارد شده ازسوی احمدي نژاد دارند و با خاك پاشيدن روی حقيقت ها، ازايران بعنوان دوست صميمي ياد می نمايند.
سرنوشت ملا برادر كه عامل تباهی هزاران خانواده و پرپرشدن هزاران جوان اين سرزمين می باشد، مهمتر از سرنوشت هزاران افغان برای جناب كرزي مي باشد؟ ازكشور پاكستان خواهان انتقال ملا برادر مي گردد اما درمورد زندانيان افغان درايران از دیپلماسي مرده استفاده مي نمايند.
از جانب ديگر سازمان های بين المللی، ديدبان حقوق بشر و كميساری عالي ملل متحد در امور پناهندگان نيز اقدامات اصولي جهت بررسي واقعی قضيه روی دست نه گرفته است.
توقع می رود، سازمان هاي مدافع حقوق بشر ومجامع جهانی و دولت افغانستان دراين زمينه اقدامات جدی روی دست گيرند، ورنه خون هزاران افغان به ناحق همانطوري كه درگذشته درايران ريخته شد، درحال حاضر نيز بطور بی رحمانه پايمال كرسي نشينان رساله بدست خواهد گرديد، و از طرف ديگر ايران بعنوان خشن ترين، قدرتمندترين وخود مختارانه ترين حكومت درزمينه تصميم گيری برای سرنوشت بشر در منطقه و جهان عرض اندام خواهد نمود و درآينده هيچ قدرتی توان بازپرسی ازاين نظام را درهيچ مورد نخواهد داشت.

